وقتی از مشارکت جوانان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

مشارکت نوجوانان و جوانان در فعالیت‌های محلی و اجتماعی چیزی بیش از صرف فعال بودن است. مشارکت نوجوانان و جوانان به معنای تقسیم قدرت بزرگسالان با آن‌هاست.
تقسیم قدرت بزرگسالان با نوجوانان و جوانان به معنای واگذاری برخی مسئولیت‌ها برای شکل دادن به واقعیت جامعه است، به‌خصوص در حوزه‌هایی که نوجوانان و جوانان از آن‌ها بیشترین بهره را می‌برند.
برای مشارکت نوجوانان و جوانان نیاز داریم توانایی نوجوانان و جوانان و این‌که ابتکارعمل آن‌ها بدون دخالت و رهبری بزرگسالان می‌تواند امن و موفق باشد را باور کنیم.
مشارکت نوجوانان و جوانان به معنای جدا کردن آن‌ها از کامپیوترهایشان و وادار کردن آن‌ها به انجام هر فعالیتی تصادفی نیست.
مشارکت به معنی تصمیم‌‌گیری مشترک درباره مسائل مربوط به جوامع و افرادی است که در آن جوامع زندگی می‌کنند. مشارکت یکی از حقوق اساسی شهروندی و نیز یکی از نشانه‌های توسعه پایدار است.
بسیاری از پروژه‌های سازمان‌های مردم‌نهاد بدون درنظر گرفتن نیازهای نوجوانان و جوانان برای آن‌ها تعریف می‌شوند.
نوجوانان و جوانان اگرچه بی‌تجربه هستند، اما ارزش‌ها و رفتارهای مهمی را با ورود خود به جامعه هدیه می‌دهند.
مشارکت نوجوانان و جوانان یک روند است که نیاز به نهاد مناسب، حمایت، گوش دادن و توجه به نیازها، آرزوها، انگیزه‌ها و ترس‌های نوجوانان و جوانان دارد.

خیلی اوقات از نوجوانان و جوانان می‌شنویم که در فعالیت‌های محلی و اجتماعی مشارکتی ندارند، رأی نمی‌دهند و خیلی سخت می‌توان علاقه آن‌ها را به هرگونه موضوعی جذب کرد. مشارکت نوجوانان و جوانان چیزی بیش از فعال بودن است. این مشارکت به معنای تقسیم قدرت بزرگسالان با آن‌هاست. این تقسیم قدرت به معنای واگذاری برخی مسئولیت‌ها برای شکل دادن به واقعیت جامعه است، به‌خصوص در حوزه‌هایی که نوجوانان و جوانان از آن‌ها بیشترین بهره را می‌برند.

مسئولیت دادن به نوجوانان و جوانان کار آسانی نیست. در بیشتر مواقع این کار به معنای کنار گذاشتن روش‌های سنتی و متداول است. این کار نیاز دارد به باور به توانایی نوجوانان و جوانان و این‌که ابتکارعمل آن‌ها بدون دخالت و رهبری بزرگسالان می‌تواند امن و موفق باشد و نیز این‌که فضا دادن به نوجوانان و جوانان برای کار ارزشش را دارد. چگونه می‌توان این امکان را به نوجوانان و جوانان داد؟  مثلا از راه  تشویق دانش‌آموزان برای نامزدی و رقابت در انتخابات درون مدرسه‌ای و یا حمایت از آنان در تشکیل شوراهای شهر نوجوانان و جوانان.

مشارکت نوجوانان و جوانان نیازمند زمان و هزینه مالی بزرگسالان است، اما غیر از این، چالش‌های روانی مانند دست و پنجه نرم کردن با  اضطراب و احساسات دیگر، فاصله گرفتن از خود، لزوم بهبود بخشیدن ارتباط و همکاری برابر را نیز در پی دارد. انتخاب یک رویکرد منفعلانه درباره مشارکت نوجوانان و جوانان در روندهای تصمیم گیری، آسان است. اما آیا جلوگیری از مشارکت آن‌ها در عمل به ضرر کل جامعه نخواهد بود؟ نوجوانان و جوانان بدون هیچ تجربه در تصمیم‌گیری، مشارکت، رهبری، و ایجاد تشکل، چگونه در بزرگسالی می‌توانند کنش‌گران موفقی باشند؟ آیا آن‌ها شهروندان فعالی خواهند بود؟ اگر بله، آیا آن‌ها موفق خواهند بود؟‌

تا چه حد می‌توان به جوانان قدرت داد؟

مشارکت نوجوانان و جوانان به معنای جدا کردن آن‌ها از کامپیوترهایشان و وادار کردن آن‌ها به انجام هر فعالیتی تصادفی نیست. بلکه این یک چالش جدی مربوط به دموکراتیک کردن زندگی اجتماعی است. مسائل جدی بسیاری هستند که ما را به این مساله نزدیک‌تر می‌کنند، مثلا رشد تعداد برنامه‌های مربوط به دموکراتیک کردن فضای مدرسه و یا فرصت‌های بی‌شماری که موسسات حامی فعالیت‌های مدنی در اختیار نوجوانان و جوانان می‌گذارند.  

بر اساس گزارش‌ یونیسف، مشارکت به معنی تصمیم‌‌گیری مشترک درباره مسائل مربوط به جوامع و افرادی است که در آن جوامع زندگی می‌کنند. مشارکت یکی از حقوق اساسی شهروندی و نیز یکی از نشانه‌های توسعه پایدار است. باید توجه کرد که این دیدگاه درباره مشارکت، نشانگر احقاق حقوق نوجوانان و جوانان در شنیده شدن صدای آن‌ها است، اما همین‌طور رهیافت و مهارت‌های آن‌ها را در مواجهه با آینده نیز شکل می‌دهد. این موضوع در یک جامعه سالم از اهمیت بسیاری برخوردار است و به میزان احترام یک جامعه برای کرامت انسانی ( فارغ از درنظر گرفتن سن و یا جنبه‌های دیگر) و نیز قدرت افراد در دستیابی به حقوق‌شان بستگی دارد. بر اساس گزارش‌ یونیسف فعالیت‌هایی که با هدف جلب مشارکت بیشتر نوجوانان و جوانان انجام می‌شوند، تاثیر بیشتری هم دارند. این فعالیت‌ها به‌طور مثبت رشد و تغییرات یک جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

مدل‌هایی برای مشارکت نوجوانان و جوانان

نوجوانان و جوانان هنگامی که از حمایت بزرگسالان  مطمئن باشند، تمایل بیشتری به مشارکت دارند؛ وقتی که بزرگسالان  نشان می‌دهند که به آن‌ها به‌عنوان افراد توانا اعتماد دارند، استعداد نهفته آن‌ها را می‌بینند و از این‌که به آن‌ها اعتماد کنند نمی‌ترسند.

بسیاری از پروژه‌های سازمان‌های مردم‌نهاد بدون درنظر گرفتن نیازهای نوجوانان و جوانان برای آن‌ها تعریف می‌شوند، بدون هیچ جایگاهی برای شنیدن و عملی کردن نظرات آن‌ها درباره کارهای پیشنهادی. خیلی وقت‌ها نوجوانان و جوانان احساس می‌کنند که سازمان‌ها فقط به‌دنبال رسیدن به نتایج از پیش تعریف شده در طرح و پروپوزال اولیه و قرار و مداری که با حامیان مالی‌شان گذاشته‌اند هستند و فقط از نوجوانان و جوانان انتظار دارند که در طرح از پیش تهیه شده برایشان حضور داشته باشند.

این شرایط نمونه کامل سه پله اول و پایینی « نردبان مشارکت» هستند، مدلی که توسط راجر هارت طراحی شده است. این‌ها فعالیت‌هایی هستند که به ظاهر نوجوانان و جوانان در آن‌ها مشارکت می‌کنند، اما در‌واقع هیچ وجه مشترکی با مشارکت واقعی ندارند، و نمونه سواستفاده و سر کار گذاشتن نوجوانان و جوانان هستند. پله‌ها و مراحل بعدی نمایانگر مشارکت در سطوح مختلف است که از سطح ارجاع امور و اطلاع دادن به نوجوانان و جوانان شروع شده و تا مشاوره و شرکت در فرایندهای تصمیم‌گیری و همچنین به‌دست گرفتن ابتکارعمل و رهبری سازمان یا گروه پیش می‌رود. آخرین مرحله مشارکت زمانی رخ می‌دهد که جوانان شانه به شانه بزرگسالان در تصمیم‌گیری‌ها نقش دارند و به یک میزان به فرصت‌ها و منابع دسترسی دارند.

هری شایر نیز مدل دیگری طراحی کرده که ابزار خوبی براس سنجش امکان مشارکت  به نوجوانان و جوانان است. این مدل به این واقعیت اشاره می‌کند که مشارکت می‌تواند در سطوح متفاوتی انجام شود. سطوح مشارکت به نوجوانان و جوانان بستگی به شرایطی دارد که توسط بزرگسالان فراهم می‌شوند. در نمودار زیر می‌توانید این سطوح را مشاهده کنید.

شایر به این نکته اشاره می‌کند که دخالت بزرگسالان در روند «واگذاری قدرت» (جدا از آمادگی شخصی و مهارت‌های ارتباطی افرادی که تصمیم می‌گیرند این کار را انجام دهند) لازمه عملیاتی کردن اقداماتی است که فضا را برای نوجوانان و جوانان باز می‌کند. این تصمیم‌ها می‌توانند شامل اقداماتی باشند از قبیل اجازه دادن به نوجوانان و جوانان برای طراحی پروژه‌های دلخواه خودشان و نیز درخواست حمایت مالی برای این پروژه‌ها از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی و همچنین مدرسه‌ها.

در روند مشارکت نوجوانان و جوانان کجا هستیم و می‌خواهیم کجا باشیم؟

با جلب مشارکت بیشتر نوجوانان جوانان، ما مسئولیت های جدیدی را نیز بر عهده می گیریم.  بنابراین سئوالاتی را بر اساس مدل شایر طراحی کرده‌ایم، که می‌تواند برای افرادی که با نوجوانان و جوانان کار می‌کنند مفید باشد.

سوالاتی برای سنجش آمادگی بزرگسالان:

  • ● آیا برای انجام کارهایی که به مشارکت نوجوانان و جوانان تحقق می‌بخشد آماده هستید؟
  • ● آیا مایل هستید به نوجوانان و جوانان گوش دهید، از آن‌ها در جریان بیان دیدگاه‌هایشان حمایت کنید و نظر آن‌ها را به حساب بیاورید؟
  • ● مرز بکارگیری نوجوانان و جوانان برای شما کجاست؟ آیا آماده هستید تا از نوجوانان و جوانان در روند تصمیم‌گیری و مدیریت نهاد و سازمان‌تان استفاده کنید؟
  •  

سوالاتی برای سنجش استعداد سازمان‌ها در این زمینه:

  • ● آیا سازمان یا نهاد شما به نوجوانان و جوانان فرصت مشارکت می‌دهد؟
  • ● آیا سازمان شما برای آسان‌تر کردن مشارکت نوجوانان و جوانان کارهای مناسب را انجام داده و شیوه‌های مناسب را انتخاب می‌کند؟
  • ● آیا شما تغییراتی در روندهای فعلی به وجود آورده‌اید و روندهای جدیدی را برای آسان کردن مشارکت نوجوانان و جوانان به وجود آورده‌اید؟
  •  

سوالاتی برای سنجش پایبندی سازمان در این زمینه:

  • ● آیا سازمان یا نهاد شما استانداردهایی را برای فراهم کردن فرصت مشارکت نوجوانان و جوانان تعریف کرده است؟
  • ● تا چه اندازه نوجوانان و جوانان می‌توانند انتظار داشته باشند که نه تنها به حرف‌هایشان گوش داده می‌شود، بلکه آن‌÷ا می‌توانند در روند تصمیم‌گیری و مدیریت سازمان نیز دخالت داشته باشند؟
  • ● چه راه‌حل‌های به‌خصوصی در سازمان شما دخالت نوجوانان و جوانان را تضمین می‌کند؟
  •  

نوجوانان و جوانان اگرچه بی‌تجربه هستند، اما ارزش‌ها و رفتارهای مهمی را با ورود خود به جامعه هدیه می‌دهند، مانند شجاعت، آسانی آزمایش ایده‌های جدید، شور و حرارت و همچنین حاضر بودن به گذشت برای رسیدن به اهداف مهم‌تر. ارزش‌هایی که در بسیاری موارد بزرگسالان آن‌ها را از دست داده‌اند. گوش دادن به نوجوانان و جوانان، درک نیازهای آنان، امکان دادن به آن‌ها برای صحبت از مشکلات و آرزوها، چنان‌چه به‌درستی انجام شود، اجازه نگاه گسترده‌تری به واقعیت موجود را می‌دهد. این کار ممکن است سخت و وقت‌گیر به نظر بیاید، اما کارهایی که مطابق با این روش انجام می‌شوند بیشتر با واقعیت یک جامعه به سرعت در حال تغییر انطباق دارند.

مشارکت قطعا به معنای زمینه دادن به نوجوانان و جوانان با پیش‌فرض این که آنان متوجه خواهند شد که مشارکت کاری سخت است و آن‌ها نمی‌توانند بدون کمک و دانش و تجربه ما در آن موفق شوند، نیست. این یک روند است که نیاز به نهاد مناسب، حمایت، گوش دادن و توجه به نیازها، آرزوها، انگیزه‌ها و ترس‌های نوجوانان و جوانان دارد. همچنین بیش از هر چیز، نیاز به باور و ایمان به این دارد که این یک رهیافت درست است.

این مطلب نوشته الکساندرا چوداژ و پیوتر سیوکفسکی است که هر دو پژوهش‌گر و تسهیل‌گر مشارکت جوانان در حوزه سازمان‌های مردم‌نهاد هستند. اصل این نوشتار را می‌توانید این‌جا مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.