هشت پایه‌ای که باید برای حمایت و ترویج‌گری محکم بنا کنید

حمایت و ترویج‌گری معادل پیشنهادی واژه اَدْوُکِسی در انگلیسی است. ترویج‌گری یعنی به‌صورت عمومی از یک هدف و سیاست خاص حمایت کنیم و یا برای/از جانب شخص دیگری از او دفاع کنیم.
یک برنامه حمایت و ترویج‌گری شامل طیف وسیعی از اقدامات مختلف مانند سازماندهی، لابی کردن و را‌‌ه‌­اندازی کمپین است.
اول، برای یک حامی و ترویج‌گر بسیار مهم است که اعتبار داشته باشد و طرف‌های خطابش برای حرفی که می‌زند ارزش قائل باشند.
دوم، برای حمایت و ترویج‌گری باید مهارت داشت: ترکیبی از دانش، قضاوت به‌جا و قدرت حل خلاقانه مشکلات.
سوم، گستردگی و چندجانبه بودن فعالیت­‌های ترویج­‌گران، همکاری نزدیک میان همه اعضای تیم و رهبری قوی برای آماده کردن شرایط را می‌طلبد.
چهارم، باید ظرفیت ارائه مدارک مستدل و شواهد و مستندات کافی و اقناع کننده در حوزه‌ای که برایش ترویج می‌‌شود وجود داشته باشد.
پنجم، انتخاب این‌که کاری در حوزه حمایت و ترویج‌گری انجام شود و یا خیر، بسته به ارزیابی ریسک‌های ویژه‌ای است که آن کار دارد.
ششم، توانایی ایجاد روابط – شخصی، عمومی و یا سازمانی – برای دستیابی به حمایت و ترویج‌گریِ کارآمد بسیار ضروری است.
هفتم، بسیار ضروری است که از ابتدا مشخص شود چه نوع منابعی برای حمایت و ترویج‌گری یک موضوع به‌خصوص در دسترس خواهد بود.
هشتم، باید ظرفیت لازم را برای همکاری و مشارکت مستقیم با افراد و گروه هدفی که برنامه حمایت و ترویج‌گری‌مان معطوف به آن‌هاست داشته باشیم.

«هیچ‌وقت شک نکنید که یک گروه کوچک از افراد خوش‌فکر و متعهد می‌توانند دنیا را تغییر بدهند. در واقع، این افراد تنها گروه‌هایی هستند که توانسته‌اند دنیا را تغییر بدهند.» این عبارت مشهور از مارگرت مید، انسان‌شناس آمریکایی است و دقیقا قدرت و تاثیر فعالیت‌هایی را نشان می‌دهد که «حمایت و ترویج‌گری» می‌خوانیم.

حمایت و ترویج‌گری معادل پیشنهادی واژه اَدْوُکِسی در انگلیسی (Advocacy) است که خود از ریشه‌ای لاتین گرفته شده و به معنای این است که به‌صورت عمومی از یک هدف و سیاست خاص حمایت شود و یا برای/از جانب شخص دیگری از او دفاع شود. یک برنامه حمایت و ترویج‌گری شامل طیف وسیعی از اقدامات مختلف مانند سازماندهی، لابی کردن و را‌‌ه‌­اندازی کمپین (پویش و یا کارزار) است.

سازماندهی یک فعالیت گسترده است و با این هدف طراحی می‌شود تا ما اطمینان حاصل کنیم دیدگاه‌های مطرح شده در فعالیت‌های حمایتی و ترویج‌گرانه درواقع نظر همان افرادی است که تحت تأثیر تصمیم‌گیری‌ها قرار می‌گیرند. برای لابی کردن افراد به‌طور مستقیم با نهادها و مسئولان تصمیم‌گیرنده ملاقات می‌کنند تا در گفتگوهایی که معمولا به‌صورت خصوصی است،  بحث‌های جدی و عمیق داشته باشند. در مقایسه با سازماندهی، لابی کردن رهیافتی است که هدف مشخص‌تری دارد و مخاطبین کمتری پیدا می کند. در طرف دیگر این طیف، ایجاد کمپین است که به‌طورعمومی هدف مشخصی را دنبال می‌کند و پیام آن با استفاده از رسانه‌های پرمخاطب به گوش افراد زیادی می‌رسد.

حمایت و ترویج‌گری می‌تواند شامل ارائه توصیه‌هایی کارآمد به تصمیم‌گیرندگان، ذینفعان و یا افرادی که آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند، باشد. حمایت و ترویج‌گری همچنین اقدامی برای ایجاد تغییر در نحوه اداره امور، رویکردها، قدرت، روابط اجتماعی، کارکردهای نهادی و شیوه‌های رفتاری ساختاریافته به شمار می‌رود. هدف حمایت و ترویج‌گری در نهایت پرداختن به نابرابری‌ها، ترویج حقوق بشر و ایجاد عدالت اجتماعی، محیط زیست سالم و فرصت‌های مناسب برای مشارکت بیش‌تر زنان، کودکان و گروه‌­های آسیب‌پذیر است. حمایت و ترویج‌گری بیش‌ از هر چیز نیازمند سازمان و سازماندهی است؛ این فرایند شامل یک مجموعه اقدامات استراتژیک و راهبردی است که می­‌تواند تصمیم­‌ها، اعمال و سیاست­‌های دیگران را تحت تاثیرقرار دهد.

در عمل فعالیت‌های مختلفی می‌توانند مرتبط با حمایت و ترویج‌گری باشند. در جدول زیر برخی از جنبه‌های مختلف حمایت و ترویج‌گری و فعالیت‌های مرتبط با آن آمده است:

حمایت و ترویج‌گری شامل این موارد است به‌خصوص وقتی که با این هدف‌ها انجام شود
حساس‌­سازی و آگاه‌سازی، روابط عمومی و کار رسانه‌ای
  • ۱- بهبود وجهه عمومی سازمانی که کار ترویج‌گری می‌کند از طریق  تقویت اعتبار و مشروعیت آن سازمان
  • ۲- ارائه پیام‌های روشنگر، قانع‌کننده، مستند و متکی به شواهد و راهگشا به عموم مردم، تصمیم گیرندگان، ذ‌ینفعان و کسانی که قدرت تأثیرگذاری دارند
ارتباطات با هدف تغییر رفتار
  • ۱- فراهم کردن یک محیط مساعد برای اجرای کارآمد سیاست‌های جدید با هدف محافظت از حقوق گروه هدف‌
  • ۲-  ایجاد این امکان که صدای گروه هدف‌ در بالاترین سطوح شنیده شود
 گسترش همکاری‌ها، اتحادها و ائتلاف‌ها
  • ۱- جلب حمایت و توجه از طرف سازمان‌ها و نهادهای مختلف برای حل مشکل مورد نظر
  • ۲- مرتبط کردن افراد حامل پیام با تصمیم‌گیرندگان
  • ۳-  به‌کارگیری روش‌­های گوناگون برای این که گروه‌های مختلف به اهداف مشترک منطبق با موضوع ترویج‌گری‌مان برسند
 لابی کردن و مذاکره  گفتگوی رو در رو با تصمیم‌گیرندگان با هدف تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها برای تغییر سیاست‌ها، اقدامات و رفتارها
 راه‌اندازی کمپین
  • ۱- بسیج کردن افراد جامعه حول محور موضوع  کمپین ترویج‌گری
  • ۲-  تغییر دیدگاه‌ها و جلب حمایت عمومی برای تحت تأثیر قرار دادن تصمیم‌گیرندگان و ذینفعان
 پژوهش‌ و انتشارات
  • ۱- نشان دادن علل ریشه‌ای و راه‌حل‌های پایدار برای حل مشکل مورد نظر
  • ۲- ارائه پیشنهادهایی که می‌تواند مورد توجه تصمیم‌گیرندگان و ذ‌ینفعان قرار بگیرد
بسیج اجتماعی درگیر کردن اقشار مختلف اجتماعی به‌خصوص آن‌هایی که به حاشیه رانده شده‌اند، به‌عنوان متحدان و شرکایی برای عبور از موانع و همچنین اجرای برنامه‌هایی که با هدف محافظت از گروه هدف‌ طراحی شده است
برگزاری مراسم (ایونت) و گردهمایی­‌ها
  • ۱- گرد هم آوردن طیف متنوعی از تصمیم‌گیرندگان و ذینفعان در کنار یکدیگر تا با هم ریشه‌ها و راه‌حل‌های مشکل مورد نظر را شناسایی کنند
  • ۲-  پیگیری امور برای این که فعالیت‌های زمان‌مند و مشخص در راستای هدف ترویج‌گری انجام شوند
مشارکت با افراد گروه هدف‌
  • ۱- بهره‌گرفتن از انرژی بالای مردم و افرادی که برایشان ترویج‌گری می‌کنیم
  • ۲- تسهیل روند ایجاد برنامه‌هایی که از طریق‌شان صدای مردم شنیده می‌شود و عملکرد تصمیم‌گیرندگان و ذینفعان را تحت تأثیر قرار می‌دهد

 

هشت حوزه پایه‌ای

پیش از آغاز یک برنامه حمایت و ترویج‌گری باید مطمئن شویم که پایه‌ها و بنیان‌های مستحکمی برای انجام این کار داریم. به اصطلاح باید پایمان را جای سفتی بگذاریم و خشت اول را محکم بنا کنیم. کار ایجاد و مراقبت از یک پایه محکم برای حمایت و ترویج‌گری باید در طول روند شکل‌­گیری و اجرای استراتژی فرایند به‌طور مستمرادامه داشته باشد. فهم و شناخت کلی از این حوزه‌های پایه‌ای می‌تواند پشتیبان خوبی برای ظرفیت‌های یک برنامه حمایت و ترویج‌گری باشد و همچنین توانایی پاسخگویی به تغییراتی را که ممکن است در حین اجرای برنامه به­‌طور ناگهانی پیش بیایند، افزایش دهد. در ادامه هشت حوزه پایه‌ای مهم برای انجام یک برنامه حمایت و ترویج‌گری را بررسی می‌کنیم.

باید این نکته را در نظر داشت که حتی در صورت نداشتن ظرفیت کامل در همه این هشت حوزه، همچنان می‌توان یک برنامه حمایت و ترویج‌گری مؤثر اجرا کرد. درعین حال که تلاش می‌کنیم پایه‌هایمان را تقویت کنیم، کامل نبودن در این حوزه‌ها نباید مانع اجرای برنامه حمایت و ترویج‌گری بشود.

بعد از انجام ارزیابی تک‌ تک این حوزه‌های پایه‌ای می‌توانیم آن‌ها را در در یک چشم‌انداز کلی هم بررسی کنیم.

نمودار زیر مثالی از چگونگی ارزیابی هشت حوزه پایه‌ای در یک سازمان یا نهاد فرضی را نشان می‌دهد. شما می‌توانید برای ارزیابی خود در این زمینه نسخه اصلی این نمودار را از این‌جا دانلود کنید و خودتان خطوط قرمز را به هم وصل کنید.

حوزه پایه‌ای اول: اعتبار

برای یک حامی و ترویج‌گر بسیار مهم است که دولت‌ها، نهادها و باهمستان‌هایی را که در آن‌ها یا برای آن‌ها فعالیت می‌کند به او اعتماد داشته باشند و برای حرفی که می‌زند ارزش قائل باشند. این اعتبار از وجهه اجتماعی ترویج­‌گر و پیشینه سازمان متبوع او ناشی می‌­شود.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا  ترویج‌­گر اجازه دارد از طرف کسانی که تحت تأثیر یک مساله قرار گرفته‌اند، صحبت کند؟
  • ● آیا ترویج­‌گر و سازمانی که قرار است برنامه ترویج­‌گری را اجرا ­کند برای تصمیم‌گیرندگان شناخته شده و مورد احترام هستند؟
  • ● آیا سازمانی که برنامه حمایت و ترویج­‌گری را طراحی کرده است به‌عنوان یک سازمان بی‌طرف و قابل اعتماد شناخته می‌شود و یا کارکرد یک نهاد سیاسی را دارد؟
  • ● آیا سازمانی که برنامه حمایت و ترویج­‌گری را اجرا می‌­کند به‌طور کامل به استانداردهای اخلاقی همکاری با شرکای خود پایبند است؟
  •  

حوزه پایه‌ای دوم: مهارت‌ها

مهارت حمایت و ترویج‌گری ترکیبی از دانش، قضاوت به‌جا و حل خلاقانه مشکلات است. ایجاد مهارت برای حمایت و ترویج‌گری مستلزم تعهد سازمانی به آموزش، ظرفیت‌سازی و افزایش توانایی همکاران برای ارتباط با طیف وسیعی از افراد در داخل سازمان و شرکای دیگر است.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا این  پروژه کارکنانی با مهارت‌های ویژه حمایت و ترویج‌گری برای تحقیق، تحلیل و برقراری ارتباطات دارد؟  در غیر این‌صورت، آیا می‌تواند از همکاری چنین افرادی در سایر بخش­‌های سازمان استفاده کند؟
  • ● آیا کارکنان دانش فنی لازم برای طراحی استراتژی یک برنامه حمایت و ترویج­‌گری و اجرای آن را دارند؟
  • ● آیا کسی که مهارت و ظرفیت لازم برای پایش و ارزشیابی دقیق برنامه حمایت و ترویج‌گری را داشته باشد، وجود دارد؟
  •  

حوزه پایه‌ای سوم: هماهنگی و رهبری داخلی در نهاد

گستردگی و چندجانبه بودن فعالیت­‌های ترویج­‌گران، همکاری نزدیک میان همه کارکنان و رهبری قوی برای آماده کردن شرایط  را می‌طلبد. به‌ این ترتیب طراحان یک برنامه ترویج­‌گری قادر خواهند بود از حداکثر ظرفیت‌­های سازمان در دستیابی به اهداف برنامه بهره‌­مند شوند.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا هماهنگی و ارتباط  بین بخش‌های مختلف برای همکاری روی یک رهیافت و همچنین استراتژی مشترک حمایت و ترویج‌گری به اندازه کافی قوی هست؟
  • ● آیا برنامه حمایت و ترویج­‌گری از پشتیبانی مدیران ارشد سازمان برای پیشبرد امور و راهبری فرایند برخوردار هست؟
  • ● آیا همه کارکنان نقش‌ها و مسئولیت های خود را در ارتباط با حمایت و ترویج‌گری می‌دانند؟
  • ● آیا ساز و کارهای لازم برای آگاه کردن کارکنان از اولویت‌ها و پیام‌های برنامه‌ وجود دارد؟
  •  

حوزه پایه‌ای چهارم: ظرفیت ایجاد و ارائه مدارک، شواهد و مستندات

شواهد و مدارک مستند برای حمایت و ترویج‌گری، موجب اعتبار سازمان اجرا کننده می‌­شود و این امکان را فراهم می‌­کند که ترویج­‌گران بتوانند تصمیم‌­گیرندگان را قانع کنند که از موضوع مورد نظر حمایت کنند. جمع‌آوری داده­‌ها، تحقیق، تحلیل، سازماندهی و مدیریت آن یک پایه قوی برای شواهد محکم و مستدل را فراهم می کند. این مدارک و شواهد باید در وقت مناسب تفسیر و به‌شیوه مناسب به مخاطبان مرتبط ارائه شوند. این به آن معنی است که چنان‌چه دانش به‌درستی ثبت و ارائه شود، به شکل بهتری منتقل و درک می­‌شود و اثرات مطلوبی روی مخاطب می­‌گذارد.

این مدارک باید مساله مورد نظر، علل به‌وجود آمدن آن و راه‌حل‌های آن را مورد تأکید قرار دهند. شفاف بودن درباره روش تحقیق و صداقت در ارائه نتایج آن به اعتبار برنامه می‌افزاید و کمک می‌کند حامیان و ترویج‌گران در بحث عمومی امتیاز کسب کنند.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا اولویت‌های تحقیق منطبق با استراتژی‌های حمایت و ترویج‌گری هستند، و آیا این اولویت‌ها منجر به همکاری با کارکنان در بخش ارتباطات و دیگر بخش‌ها می‌شود؟
  • ● آیا ظرفیتی برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و انجام پژوهش برای رسیدن به نتایجی که منجر به تغییر سیاست‌ها شود، وجود دارد؟‌ اگر نه، آیا دسترسی به انواع دیگر داده‌­ها و مدارک قابل اعتماد وجود دارد؟
  • ● آیا فرآیندهای مشخصی برای ارزیابی ریسک‌های احتمالی استفاده از مدارک مختلف وجود دارد؟ آیا فرآیندهایی وجود دارد تا اطمینان حاصل کنیم که داده‌ها ( به‌خصوص اگر از راه یک پروژه جانبی و یا در منطقه و کشوری دیگر جمع‌آوری شده‌اند) در بافتی که شما در آن فعالیت حمایتی و ترویج‌گرانه انجام می‌دهید، قابل استفاده هستند؟ آیا ظرفیت لازم برای تبدیل نتایج پژوهش به مطالب ساده­ و کوتاه‌تر و نیز تعریف چندین پیام ساده برای ارائه به مخاطبان متنوع مرتبط با این موضوع وجود دارد؟
  •  

حوزه پایه‌ای پنجم: توانایی ارزیابی ریسک‌ها

انتخاب این‌که کارهایی در حوزه حمایت و ترویج‌گری انجام شود و یا خیر، هر کدام ریسک‌های ویژه خود را دارد. هر دو راه می‌تواند میزان اعتبار و نفوذ سازمان اجراکننده، وضعیت شرکا و همکاران برنامه، و حتی زندگی کارکنان پروژه و سایر افرادی را که در این فرآیند مشارکت دارند تحت تأثیر قرار دهد. سازمان اجراکننده برنامه حمایت و ترویج­‌گری ملزم است ریسک‌های انجام برنامه‌ و دستآوردهای آن و نیز ریسک‌های عدم انجام این برنامه‌ها و ضررهای احتمالی آن را بررسی کند.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا کارکنان آمادگی پذیرش ریسک را دارند؟ آیا آن‌ها از مشوق‌ها و حمایت‌های لازم برخوردارند؟
  • ● آیا  در طراحی برنامه، ساز و کارهای لازم برای مدیریت و حل بحران در نظر گرفته شده است؟
  • ● آیا برنامه برای به حداقل رساندن ریسک­‌ها مدارک قوی و قابل اعتماد دارد؟ آیا با رهبری داخل سازمان و همکاران و شرکا هماهنگی‌های لازم انجام شده است؟
  • ● آیا یک بررسی دقیق درباره ریسک‌ها و منافع کوتاه‌مدت و بلند‌مدت، به‌خصوص درباره تأثیر روی گروه­‌های مخاطب، کارکنان، اعتبار سازمان، وضعیت مالی و اهداف استراتژیک انجام شده است؟
  • ● آیا تحلیلی درباره آسیب ‌پذیری و ظرفیت‌ها انجام شده است؟
  •  

حوزه پایه‌ای ششم: شرکا و شبکه‌هایی که بستر کلی را برای حمایت و ترویج‌گری شکل می‌دهند

توانایی  ایجاد روابط – شخصی، عمومی و یا سازمانی – برای دستیابی به حمایت و ترویج‌گریِ کارآمد بسیار ضروری است. داشتن روابط خوب سازمان­‌ها را قادر می­‌سازد که به مخاطب مورد نظرشان دسترسی پیدا کنند از راه ارتباط با مخاطبانِ اثرگذار «ثانویه» نقاط خلاء را پر کنند و یا گروه‌های بزرگ‌تر تاثیرگذار را با اهداف برنامه همراه کنند.

ایجاد چنین روابط و شبکه‌هایی (نِتوُرک) نیازمند درک صحیح از روابط قدرت و نیز داشتن ظرفیت لازم برای جلب مخاطبان از راه‌ها و رسانه‌های مختلف است. هنگامی‌­که این روابط رشد می‌کند، افراد به آن پاسخ مثبت داده و از اهداف برنامه حمایت می کنند، در چنین مواقعی اجراکننده برنامه باید بتواند به درستی، به‌موقع و هوشیارانه جواب این حمایت را بدهد. روابط دو سویه، پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری باعث تقویت، ساختن و نگهداری همکاری‌ها می‌شود.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● روابط با وزارت‌خانه‌ها و نهادهای مرتبط دولتی چه در سطح ملی و چه محلی  در چه وضعیتی است؟
  • ● روابط با مقامات مسئول و چهره‌های بانفوذ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سطح ملی و یا محلی در چه وضعیتی است؟
  • ● نحوه مشارکت با دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد، اتاق‌های فکر و دانشگاه‌ها در روند تولید مستندات و شواهد لازم به چه شکل است؟
  • ● نحوه مشارکت با بخش خصوصی به چه شکل است؟
  • ● آیا سازمان اجراکننده عضوی از یک ائتلاف، اتحادیه و یا شبکه است؟ اگر بله، آیا در موضوعاتی که مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهند نقش رهبری و تعیین‌کننده دارد؟
  • ● روابط با سازمان­‌های مشابه بین‌المللی که در این حوزه فعالیت و یا حمایت می‌کنند در چه سطحی است؟
  • ● نحوه مشارکت با نهادهای درگیر کار با کودکان، نوجوان و جوانان چگونه است؟
  •  

حوزه پایه‌ای هفتم: منابع کافی

اجرای یک برنامه حمایت و ترویج‌گری نیازمند منابع مالی یا غیرمالی بسیار است. معمولا تعیین استراتژی و برنامه‌­ریزی برای یک فرآیند حمایت و ترویج‌گری بر اساس نوع و میزان دسترسی منابع تعریف می‌­شود. بنابراین بسیار ضروری است که از ابتدا مشخص شود چه نوع منابعی برای حمایت و ترویج‌گری یک موضوع به‌خصوص در دسترس خواهد بود.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا منابع کافی از قبیل مالی، زمان، مهارت‌ها و دانش برای حمایت و ترویج‌گری وجود دارد؟
  • ● آیا تلاش‌هایی برای جذب منابع بیشتر مالی و غیرمالی از سوی حامیان مالی و بخش خصوصی صورت می‌گیرد؟
  • ● آیا تلاش‌هایی انجام می‌شود تا نشان داده شود که روند حمایت و ترویج‌گری در نهایت می‌تواند نتایج بسیار مهم‌تر و بزرگ‌تری از هزینه مالی و زمانی اختصاص داده شده به ارمغان بیاورد؟
  • ● آیا یک فرایند حمایت و ترویج‌گری می‌تواند چند هدف مختلف را در هم ادغام کند؟ مانند ادغام موضوع سلامت، آموزش و حفاظت از کودکان در برابر خطرات.
  •  

حوزه پایه‌ای هشتم: ظرفیت کار و مشارکت با افراد و گروه‌های هدف

بسیار مهم است که ظرفیت لازم برای همکاری مستقیم با افراد و گروه هدفی که برنامه حمایت و ترویج‌گری‌مان معطوف به آن‌هاست را داشته باشیم. چطور می‌توانیم از یک جامعه محلی یا گروه و اقشاری از مردم مدافعه کنیم بدون این که امکان مشارکت آن‌ها را هم در برنامه‌مان فراهم کرده باشیم. همچنین همکاری با ذینفعان بسیار کلیدی است. مثلا برنامه‌های حمایت و ترویج‌گری برای کودکان و نوجوانان باید اطمینان حاصل کنند که نگرانی‌ها و دغدغه­‌های کودکان، والدین آن‌ها، مددکاران، اعضای باهمستان و گروه‌های محروم را در گفتگو‌های مربوط به سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها منعکس می‌کنند.

هنگامی که از مشارکت گروه هدف در برنامه‌های مربوط به حمایت و ترویج‌گری پشتیبانی می‌کنیم، مهم است که در حین کار با آن‌ها تأثیری که می‌خواهند به دست بیاورند را بفهمیم و به آن‌ها کمک کنیم مراحل رسیدن به آن را طراحی کنند و بتوانند روش‌های مورد استفاده و نقش همه بازیگران کلیدی را تعریف کنند - چه کسانی که به‌عنوان متحد به آن‌ها نیاز دارند و چه کسانی که در صورت لزوم می‌توانند توازن قوا را تغییر دهند.

اگر برنامه حمایت و ترویج‌گری‌مان معطوف به نوجوانان و جوانان است، باید توجه کنیم که برنامه‌مان بر اساس مشارکت اخلاقی و معنادار آن‌ها بنا شود. به این معنی که مشارکت نوجوانان و جوانان در این برنامه‌ها باید با بافت فرهنگی و اجتماعی که متعلق به آن‌ها است متناسب باشد و بر پایه توانایی‌ها و بلوغ فکری در حال رشد آن‌ها بنا شود.

اصولی که باید در نظر گرفت

  • ● آیا  مجریان برنامه درک درستی از مشارکت امن، اخلاقی و معنادار اعضای جامعه و گروه هدف دارند؟
  • ● آیا اعضای جامعه و گروه هدف می‌توانند دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خود را آزادانه ابراز کنند و آیا این امکان وجود دارد که به این ابراز نظرها رسیدگی شود؟
  • ● آیا همکاران برنامه از آموزش، ابزار و فرصت‌های لازم دیگر برخوردار هستند تا بتوانند از مشارکت در برنامه حمایت و ترویج‌گری تجربه‌ای معنادار داشته باشند؟
  • ● آیا روی عملکرد  تیم اجرایی در زمینه مشارکت گروه هدف به درستی نظارت می‌شود؟ و آیا این عملکرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد؟
  • ● آیا هنگامی که مشارکت اعضای جامعه و گروه هدف دربردارنده تغییر بزرگ فرهنگی و شخصی است، تیم اجرایی از حمایت کافی سازمان اجراکننده برخوردار است تا این تغییر بهانه و سدی برای بی‌توجهی به این مشارکت مهم نشود؟
  • ● آیا روابط میان تیم اجرایی و ارتباط آن‌ها با مدیران، مدلی از یک رفتار مناسب مشورتی و مشارکتی به‌شمار می‌رود؟ آیا آن‌ها با احترام و صداقت با یکدیگر برخورد می‌کنند؟
  • ● آیا  تیم اجرایی آموزش‌های لازم را دیده‌اند و در نتیجه قادر هستند برای دستیابی به مشارکت معنا‌دار، به دولت‌ها و شرکای دیگر  آموزش‌های لازم را درباره حقوق اعضای جامعه و گروه هدفِ ترویج‌گری بدهند؟‌
  •  

این مطلب برگرفته شده از جزوه صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) منتشر شده در سال ۲۰۱۰ میلادی است. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه و در بخش‌هایی نیز بازنویسی شده تا برای خواننده رسا باشد.