شاخصه‌نگاری باهمستان؛ چرا و چگونه؟

شاخصه‌نگاری باهمستان یک روش تحقیق است که ماهیت، نیازها و منابع یک ناحیه یا باهمستان را ترسیم می‌کند.
شاخصه‌نگاری باهمستان با مشارکت فعال اعضای باهمستان انجام می‌شود و هدف از آن ایجاد و اجرای یک برنامه کاری برای برطرف کردن مشکلاتی است که شناسایی می‌شوند.
بنابراین شاخصه‌نگاری صرفا گزارشی از شرایط حیات یک باهمستان نیست، بلکه منجر به تدوین و اجرای یک برنامه عمل برای بهبود شرایط باهمستان می‌شود.
نوع اول شاخصه‌نگاری، برآوردی سریع و متکی بر داده‌های موجود است که از ترکیبی از روش‌های تحقیق اجتماعی از جمله مشاهده و گفت‌وگو با منابع اصلی خبررسان در باهمستان بهره می‌برد.
نوع دوم شاخصه‌نگاری اولویت‌پژوهی است. در این روش گروهی متمرکز در باهمستان شناسایی می‌شود و از اعضای آن یک سوال کلی پرسیده می‌شود.
مشارکت در شاخصه‌نگاری، باهمستان‌ها را قدرتمندتر می‌کند. باهمستان باید در تمام مراحل تحقیق دخیل باشد تا حق مالکیتش بر شاخصه‌نگاری به رسمیت شناخته شود و مردم بومی هم بتوانند کمکی موثر ارائه دهند.
شاخصه‌نگاری مستلزم داشتن سازوکارهای خوب ارتباطی است. نتایج کار باید به اطلاع عموم برسد و اختلاف‌نظرهایی که در باهمستان‌ها وجود دارند نباید نادیده گرفته شوند.
با مشارکت در شاخصه‌نگاری، اعضای باهمستان به شناخت بهتری از مهارت‌ها و دانش موجود در باهمستان می‌رسند و شاخصه‌نگاری به انگیزه یا کانونی برای یادگیری تبدیل می‌شود.
اما اگر شاخصه‌نگاری به شیوه «از بالا به پایین» صورت بگیرد ممکن است موجب بی‌علاقگی و دلسردی باهمستان یا وابستگی آن به سازمان‌های سفارش‌دهنده شاخصه‌نگاری شود.

شاخصه‌نگاری باهمستان یک روش تحقیق است که به منظور ترسیم ماهیت، نیازها و منابع یک محله یا باهمستان و با مشارکت فعال اعضای محلی انجام می‌شود. هدف از این تحقیق ایجاد و اجرای یک برنامه کاری برای برطرف کردن مشکلاتی است که در باهمستان آشکار شده‌اند.

شاخصه‌نگاری یک باهمستان شرح کاملی از نیازهای یک گروه جمعیتی است که به‌عنوان باهمستان تعریف می‌شود یا خود را به این عنوان تعریف می‌کند و نیز دربرگیرنده منابعی است که در باهمستان وجود دارند. این شاخصه‌نگاری با مشارکت فعال خود باهمستان تهیه می‌شود با این هدف که به یک برنامه عمل و یا هر وسیله دیگری منجر شود که در بهبود کیفیت زندگی در باهمستان موثر باشد. هدف از تهیه شاخصه‌نگاری باهمستان در درجه اول جمع‌آوری اطلاعات در خصوص نیازهای یک منطقه و ظرفیت‌های موجود برای عمل است و در درجه دوم فراهم ساختن پایه و اساسی برای سنجش راهکارهای جایگزین است تا بتوان اولویت‌ها را از میان آن‌ها انتخاب کرد. بنابراین شاخصه‌نگاری صرفا گزارشی از شرایط حیات یک باهمستان نیست، بلکه بخشی از یک روند است که می‌کوشد از مرحله تشخیص نیازها و سرمایه‌ها فراتر رود و به تدوین و اجرای یک برنامه عمل برای بهبود شرایط بیانجامد.

دو نوع شاخصه‌نگاری کلی وجود دارد. نوع نخست، برآوردی سریع و متکی بر داده‌های موجود است که از ترکیبی از روش‌های تحقیق اجتماعی از جمله مشاهده و گفت‌وگو با منابع اصلی خبررسان در باهمستان بهره می‌برد. این روشی رایج است که در مقایسه با نوع تحقیق سفارش‌شده، کم‌وبیش سریع و با هزینه‌ای اندک انجام می‌شود. با این حال در این رویکرد این تمایل وجود دارد که برای فهم نیازهای باهمستان به «عقل سلیم» تکیه کنیم و اغلب هم از طرف کسانی دنبال می‌شود که آموزش ندیده‌اند. این تصور که شاخصه‌نگاری یعنی به کار گرفتن «عقل سلیم» و این‌که سریع و کم‌هزینه صورت می‌گیرد و هر کسی هم از عهده آن برمی‌آید تا حدی دست‌کم گرفتن مشکلات چندگانه‌ای است که با کار در باهمستان همراه است و نیز دست‌کم گرفتن مهارت‌هایی است که شاخصه‌نگارها باید داشته باشند.

نوع دوم شاخصه‌نگاری اولویت‌پژوهی است. در این روش گروهی متمرکز در باهمستان شناسایی می‌شود و از اعضای آن یک سوال کلی پرسیده می‌شود. سپس از پاسخ‌های دریافت شده از اعضای گروه برای زمینه‌ یک نظرخواهی استفاده می‌شود و معمولا به صورت داده‌هایی در یک پرسشنامه مطرح می‌شوند، با این هدف که همخوانی‌های نهانی در آرا و عقاید کشف شود.

با درنظر گرفتن هر دو نوع توصیف شده، باید گفت که شاخصه‌نگاری باهمستان رویکردی به مراتب جامع‌تر از دو روش ذکر شده است است. همان‌طور که از این عبارت برمی‌آید شاخصه‌نگاری باهمستان برای شناخت نیاز باهمستان ضروری است و از آن در برنامه‌ریزی، اجرا، تعیین هدف، رصد کردن و ارزشیابی استفاده می‌شود. اگرچه ممکن است یک فرد یا گروه آغازگر شاخصه‌نگاری باشند، شاخصه‌نگاری ابزاری است که مسئولان محلی و شرکایشان از آن برای تشخیص و برطرف کردن نیاز استفاده می‌کنند، نیازی که به چشم مبنایی موجه برای استقرار منابع بخش قانونی دیده می‌شود. گروه‌های باهمستان و سازمان‌های مستقل از دولت  هم از شاخصه‌نگاری برای نشان دادن نیاز برآورده نشده استفاده می‌کنند و علیه ساخت‌وسازها کمپین به راه می‌اندازند تا سیاست‌گذاران را پاسخگو سازند.

یکی از امتیازهای آشکار شاخصه‌نگاری این است که علاوه بر استفاده از دانش باهمستان، این توانمندی را دارد که به جای آن که باهمستان‌ها را به‌عنوان مکان‌هایی سرشار از کمبود نشان دهد، سرمایه‌های آن‌ها را پررنگ سازد. یک شاخصه‌نگاری ایده‌آل با بالاترین سطح منابعی که یک سازمان قانونی می‌تواند فراهم آورد و با بیشترین میزان مشارکتِ – از آغاز تا زمان انتشار – مردم باهمستانی که مورد شاخصه‌نگاری است انجام می‌شود. باهمستان به دلیل در اختیار داشتن دانش بومی این قابلیت را دارد که شاخصه‌نگاری جامع‌تر از نمونه‌ای را که صرفا به دست کاروران تهیه می‌شود به وجود آورد، یعنی نوعی از شاخصه‌نگاری که برای تصمیم‌گیری درست مفیدتر واقع می‌شود.

مشارکت در شاخصه‌نگاری، باهمستان‌ها را قدرتمندتر می‌کند. با این‌حال، برای توجه به ویژگی‌های توسعه باهمستان هم که شده استدلال می‌شود که شاخصه‌نگاری‌ها باید با رعایت بعضی معیارها تهیه شوند. نخست این که باهمستان یا باهمستان‌های مورد نظر باید در تمام مراحل تحقیق دخیل باشند تا حق مالکیت آن‌ها بر شاخصه‌نگاری به رسمیت شناخته شود و مردم بومی هم بتوانند کمکی موثر ارائه دهند. کار باید منطبق با جدول زمانی مناسب پیش برود تا شاخصه‌نگاری هم‌گام با فعالیت‌های باهمستان تدوین شود. در طول این روند باید ایده‌ها و گفتمانی نیز به وجود آیند که به عمل منجر شوند. بر همین اساس، شاخصه‌نگاری مستلزم داشتن سازوکارهای خوب ارتباطی است. برای تحقق این هدف، شاخصه‌نگاری باید از یک رشته روش‌های تحقیق که دربرگیرنده کار فردی و گروهی در جمع‌آوری و ارائه اطلاعات باشد بهره گیرد. اگر می‌خواهیم این روش‌ها تاثیرگذار باشند، باید آن‌ها را به تناسب باهمستان انتخاب کنیم تا جالب و دسترس‌پذیر باشند. نتایج کار باید به اطلاع عموم برسد و ضرورتی هم ندارد که در قالب کلیشه‌ای گزارش ارائه شود. بلکه می‌توان نتایج را به صورت روایت، شرح رویدادها، تصاویر، وبلاگ و غیره به آگاهی دیگران رساند. نکته آخر هم این که در شاخصه‌نگاری باهمستان باید همواره کوشید که طیف گوناگونی از دیدگاه‌ها درباره موضوعات گوناگون در نظر گرفته شوند، ارتباط مسائل با یکدیگر درک شود و اختلاف‌نظرهایی که در باهمستان‌ها وجود دارند نادیده گرفته نشوند.

این احتمال همیشه وجود دارد که میزان مشارکت اعضا در شاخصه‌نگاری باهمستان متفاوت باشد. بخش وسیعی از باهمستان ممکن است از تحقیق مطلع شده باشد و خود منبعی برای اطلاعات باشد، شاید اعضایی از باهمستان داوطلب باشند که به شکلی عملی‌تر به این روند یاری برسانند و شاید گروهی مرکزی تشکیل شود که به برنامه‌ریزی و مدیریت کار کمک کند. ایده‌آل این است که به باهمستان اختیار داده شود تا با پشتیبانی و مشورت غیردستورالعملی کاروران، شاخصه‌نگاری را انجام دهد؛ در این صورت انتظار باهمستان برای بهره‌مند شدن از خودگردانی و دمکراسی در راستای نیازش به توسعه نیز برآورده می‌شود. یکی از محسنات این روش شاخصه‌نگاری آن است که به شناخت مهارت‌ها و دانش موجود در باهمستان‌ها کمک می‌کند و باعث می‌شود که شاخصه‌نگاری بس فراگیرتر از شاخصه‌نگاری تهیه شده به دست کاروران به وجود آید. در ضمن اگر درطول این روند معلوم شود که در باهمستان کمبود مهارت وجود دارد، ممکن است شاخصه‌نگاری به انگیزه یا کانونی برای یادگیری تبدیل شود.

متاسفانه هنوز بخش عمده‌ای از شاخصه‌نگاری به شیوه «از بالا به پایین» صورت می‌گیرد، به این معنا که منابع، زمان‌بندی کار، تهیه گزارش‌ها و توانایی و اشتیاق به عمل هم‌چنان در تصاحب سازمان‌های سفارش‌دهنده است. بسیاری از حرفه‌ای‌ها با باهمستان‌ها به مثابه اشیا رفتار می‌کنند و معتقدند که این رفتار بیش از هر رویکرد دیگری به نفع باهمستان است؛ در حالی که چنین نگرش‌هایی ممکن است موجب بی‌علاقگی و وابستگی شود. در این صورت کاروران و سیاست‌گذاران شاید به این نتیجه برسند که استفاده از شاخصه‌نگاری به آن‌ها قدرت می‌بخشد اما باهمستان‌ها هم‌چنان در رویارویی با سیاست‌گذاری قدرت و اختیار کافی ندارند.

دست‌آخر این که شاخصه‌نگاری شاید امیدها را زنده کند، اما اگر با سرسپردگی به توسعه و آبادانی باهمستان همراه نباشد ممکن است که تغییرات ضروری و منطبق بر یافته‌های شاخصه‌نگاری در سیاست‌ها اعمال نشود و بدبینی و دلسردی به وجود آید.

در باهمستان‌هایی که می‌توان آن‌ها را نابرابر نامید، توافق بر سر نیازها و اولویت‌ها شاید کاری دشوار باشد؛ در این موارد ممکن است روابط قدرت به جای آن که بین باهمستان و سازمان مشکل ایجاد کند، در درون باهمستان مشکل‌ساز شود. علاوه بر این، اگر شاخصه‌نویسی به دست باهمستان‌های گوناگون انجام شود، ممکن است که میان آن‌ها به جای روحیه همکاری، بر سر تصاحب منابع اندک، رقابت و چشم‌وهم‌چشمی ایجاد شود. بعضی فعالان ترجیح می‌دهند که از شاخصه‌نگاری استفاده نکنند چون این کار شاید به جذب منابع بیشتر منجر نشود و در این حالت ممکن است کاری پرزحمت باشد، هم به دلیل زمان‌بر بودن انجامش و هم به دلیل ضرورت آموزش شرکت‌کنندگان. آن دسته از فعالان و نمایندگان باهمستان که چند دوره اقدامات ابتکاری را تجربه کرده‌اند، شاید شاخصه‌نگاری را روشی بدانند که «اقدام و عمل» را به تاخیر‌ می‌اندازد، به ویژه اگر آن اقدامات ابتکاری ثمره چندانی هم نداشته‌ است؛ یا ممکن است معتقد باشند که شاخصه‌نگاری کار دانشگاهیان و «کارشناسان» است.

شاخصه‌نگاری باهمستان جنبه‌های فنی متعددی نیز دارد که ممکن است مشکل‌آفرین باشند. سازمان‌ها اغلب فقط اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کنند که مجبورند جمع‌آوری کنند و این اطلاعات را در قالبی تهیه می‌کنند که بیشتر پاسخگوی نیازهای مدیریتی است تا نیازهای باهمستان. این نکات به معنی آن است که اعتبار و جامعیت داده‌هایی که از طریق شاخصه‌نگاری جمع‌آوری شده‌اند ممکن است اغلب محل تردید باشد. با این حال، شاخصه‌نگاری ممکن است به تهیه اطلاعاتی منجر شود که قابل اعتماد، معتبر و متناسب باشند، و اگر همواره از یک الگو استفاده شود، می‌توان به مقایسه تقسیم‌بندی منابع نیز پرداخت.

شاخصه‌نگاری باهمستان اگر به خوبی انجام شود به خودی خود هدف نیست. در واقع مهارت‌هایی که اعضای باهمستان و کاروران در طول این فرآیند می‌آموزند به اندازه «اطلاعاتی» که این افراد تولید می‌کنند، مهم هستند. شاخصه‌نگاری هم مثل سایر رویکردها به موضوع توسعه باهمستان ممکن است به شکلی فریبکارانه به کار رود و صرفا نوعی باج  تلقی شود و یا چیزی که در واقعیت برای کمک به باهمستان به وجود نیامده بلکه برای تامین نیازهای کسانی به وجود آمده که حق‌العمل‌ها را می‌پردازند. با این حال، در بهترین حالت شاخصه‌نگاری باهمستان ممکن است هم باعث «پیشرفت مهارت‌های» کسانی شوند که در اجرای آن سهیم‌اند و هم به شناسایی نیازها و منابع باهمستان کمک کند و باعث شود که سازوکارها و سیاست‌های موثری به اجرا گذاشته شوند و در همان حال فرهنگ مشارکت در سیاست بومی به وجود آید.

این مطلب خلاصه مقاله «شاخصه‌نگاری باهمستان» نوشته دکتر دونا وودهاوس استاد دانشگاه شفیلد هالوم انگلستان است. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.