چگونه به سازمانی با تاثیرگذاری بالا تبدیل شویم؟

سازمان‌های مردم‌نهاد اگر بخواهند به‌صورت منفرد و جزیره‌های جدا از هم به سراغ معضلات اجتماعی بروند، قادر به رفع آن‌ها نخواهند بود.
حتی اگر سازمان‌های مردم‌نهاد با هم متحد شوند، باز هم رفع مشکلات بزرگ‌ جهان از توان آن‌ها خارج خواهد بود.
برای حل بزرگ‌ترین مشکلات جهان و ایجاد تغییر واقعی، رهبران دولت‌ها و کسب و کار‌های سودآور نیز باید با سازمان‌های مردم‌نهاد همکاری کنند و با تقویت تاثیرگذاری این سازمان‌ها، بتوانند این مشکلات را ریشه‌کن کنند.
تبدیل شدن به یک سازمان‌ مردم‌نهاد تاثیرگذار صرفا در ایجاد یک سازمان بزرگ و سپس توسعه با قصد دسترسی به تعداد بیشتری از مردم نیست.
سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا همراه و از طریق سازمان‌ها و افرادی خارج از سازمان خود، عرصه‌ها و جنبش‌های اجتماعی خلق می‌کنند؛ دنیای تجارت، دولت، دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد و افراد را دگرگون ساخته و در جهان پیرامون خود تغییر ایجاد می‌کنند.
سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا همواره به‌دنبال راه‌هایی هستند که با کسب و کارهای سودآور کار کنند و به شرکت‌ها کمک کنند تا «در حین این‌که در جهت منافع خود کار می‌کنند، سبب خیر هم بشوند».
تمامی سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا بین ارائه خدمات و حمایت و ترویج‌گری پل می‌زنند. آن‌ها در هر دو کار خوب هستند. هرچه بیشتر خدمات ارائه می‌دهند و حمایت و ترویج‌گری می‌کنند، به تاثیرگذاری بیشتری نایل می‌شوند.
سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا، به همتایان خود برای موفقیت کمک می‌کنند، شبکه‌‌ای از متحدین می‌سازند و زمان و انرژی قابل ملاحظه‌ای را صرف پیشبرد زمینه کاری ایشان می‌کنند.
سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا، رهبری را درون سازمان خویش و نیز در سراسر شبکه‌‌ بین سازمان‌های مردم‌نهاد توزیع می‌کنند و دیگران را برای رهبری و هدایت توانمند می‌سازند.

سازمان‌های مردم‌نهاد اغلب به دنبال حل بزرگ‌ترین مشکلات دنیای ما هستند، مشکلاتی از قبیل گرسنگی، فقر، آموزش ناکافی و تغییرات اقلیمی. این سازمان‌ها در واقع در آرزوی تغییر جهان هستند. اما آیا آن‌ها قادر خواهند بود این مشکلات را حل کنند؟ عقل متعارف می‌گوید که رشد نوآوری‌های اجتماعی با تقویت ظرفیت‌های مدیریت داخلی در سازمان‌ها آغاز می‌شود. اما مطالعه حاضر از دوازده سازمان مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا، نشان می‌دهد که تغییر اجتماعی وقتی رخ می‌دهد که سازمان‌ها از حصار درونی خود پا بیرون گذاشته و روش‌های خلاقانه‌ای برای کمک گرفتن از دیگران بیابند. این دقیقا یعنی چه و «دیگران» چه افراد یا نهادهایی هستند؟ در این مطلب می‌خوانیم که سازمان‌های مردم‌نهاد اگر بخواهند به‌صورت منفرد و جزیره‌های جدا از هم به سراغ معضلات اجتماعی بروند، قادر به رفع آن‌ها نخواهند بود. حتی اگر سازمان‌های مردم‌نهاد با هم متحد شوند، باز هم این مشکلات بزرگ‌تر از توان آن‌ها خواهد بود. برای حل بزرگ‌ترین مشکلات جهان، نهادها و بخش‌های دیگر هم باید مشارکت کنند. برای تغییر واقعی، رهبران دولت‌ها و کسب و کار‌های سودآور نیز باید با سازمان‌های مردم‌نهاد همکاری کنند و با تقویت تاثیرگذاری این سازمان‌ها، بتوانند بزرگ‌ترین مشکلات جهان  را ریشه‌کن کنند.

سازمان مردم‌نهاد  تدریس برای آمریکا یک الگوی خوب در این حوزه است. این سازمان در کمتر از دو دهه، از یک استارت آپ نوپا که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد به یک نیروی قدرتمند برای اصلاح آموزش و پرورش در آمریکا تبدیل شد. این سازمان در سال ۱۹۸۹ توسط یک استاد دانشگاه به‌نام وندی کوپ با یک بودجه محدود در یک دفتر کار اجاره‌ای راه‌اندازی شد، اما اکنون بسیاری از درخشان‌ترین و بهترین فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های آمریکا را به خود جذب کرده است تا دو سال در ازای یک حقوق کم در نیازمند‌ترین مدارس عمومی امریکا به تدریس مشغول شوند.

اما رشد سریع تنها بخشی از داستان این سازمان مستقر در نیویورک است. اگرچه موفقیت آن را می‌توان با شاخص‌های محسوس مانند تعداد به کار گرفتن معلم یا مقدار کمک‌های مالی جمع‌آوری شده سنجید، اما شاید مهمترین موفقیت سازمان، جنبشی است که برای اصلاح آموزش و پرورش در امریکا ایجاد کرده است.

چگونه سازمان تدریس برای آمریکا در یک دوره نسبتا کوتاه زمانی به چنین موفقیتی نایل شده است؟ و یا دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد موفق و فعال چگونه قادرند در ابعاد وسیع در سطح جامعه تاثیرگذار باشند؟ در این مطلب ما تلاش‌ کرده‌ایم به سوال دومی که مطرح کرده‌ایم پاسخ دهیم و یافته‌های مبتنی بر هفت سال پژوهش روی دوازده تا از تاثیرگذارترین سازمان‌های مردم‌نهاد در تاریخ امریکا را - چه سازمان‌های معروف، یا کمتر‌شناخته شده و یا سازمان‌های که موفقیت‌شان مایه شگفتی بوده - با شما در میان بگذاریم.ا

آن‌چه با بررسی نزدیک این دوازده سازمان‌ مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا کشف شده، تا اندازه‌ای مایه شگفتی است. ما تصور می‌کردیم    که چیزی در بطن این سازمان‌ها وجود دارد که در  تاثیرگذاری گسترده به آن‌ها کمک کرده است و موفقیت‌شان مستقیما با رشد آن‌ها یا یک رویکرد مدیریتی گره خورده است. اما دریافتیم که تبدیل شدن به یک سازمان‌ مردم‌نهاد تاثیرگذار صرفا در ایجاد یک سازمان بزرگ و سپس توسعه با قصد دسترسی به تعداد بیشتری از مردم نیست. بلکه، سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا همراه و از طریق سازمان‌ها و افرادی کار می‌کنند که خارج از این سازمان هستند تا تاثیر بیشتری ایجاد کنند در مقایسه با زمانی که منفرد و مستقل فعالیت می‌کردند. این سازمان‌های موفق، عرصه‌ها و جنبش‌های اجتماعی خلق می‌کنند؛ دنیای تجارت، دولت، دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد و افراد را دگرگون ساخته و در جهان پیرامون خود تغییر ایجاد می‌کنند.

باورهای نادرست درباره مدیریت‌ سازمان‌های مرد‌م‌نهاد

ما ابتدا از دید مدیریت سنتی سازمان‌های مردم‌نهاد، این دوازده سازمان را بررسی کردیم؛ رهبری، نحوه اداره، راهبرد‌ها، برنامه‌ها و طرح‌های جمع‌آوری کمک مالی و بازاریابی آن‌ها را مطالعه کردیم. همان‌طور که به مطالعه بیشتر ادامه می‌دادیم، فهمیدیم که بسیاری از باورهای رایج درباره آن‌چه سازمان‌های مردم‌نهاد را موفق می‌سازد، صحت ندارند. در واقع، عمده مطالب درباره سازمان‌های مردم‌نهاد که به مسائلی توجه دارند که اگرچه مهم هستند اما تعیین‌کننده تاثیرگذاری سازمان نیستند، مواردی مانند زیر:

باور نادرست اول، مدیریت بی‌عیب و نقص: تعدادی از سازمان‌هایی که در پژوهش ما شرکت کردند اصلا نمی‌ توانند الگویی باشند از یک سازمانی که اصول مدیریتی عموما پذیرفته شده را رعایت می‌کند. پس اگرچه مدیریت مناسب لازم است، اما برای ایجاد تاثیرگذاری اجتماعی مهم، کافی نیست.

باور نادرست دوم، به زبان انداختن نام سازمان: تعدادی از سازمان‌های مورد مطالعه ما در میان عموم مردم شناخته شده بودند، و تعداد دیگری به‌طور کلی اصلا روی بازاریابی متمرکز نبودند. نزد برخی، بازاریابی توده‌ای و سنتی جزء مهم راهبرد سازمان برای تاثیرگذاری بود؛ نزد دیگر سازمان‌ها، این امر فاقد اهمیت بود.

باور نادرست سوم، طرح انداختن ایده جدید: اگرچه برخی از سازمان‌ها با برنامه‌های ابتکاری اساسی بالا آمده بودند، اما دیگر سازمان‌ها ایده‌های قدیمی را برگرفته و برای حصول موفقیت روی آن پافشاری کرده‌اند.

باور نادرست چهارم، رساله‌ای برای بیانیه ماموریت سازمانی: تمامی این سازمان‌های مردم‌نهاد بیانیه ماموریت، چشم‌اندازها و ارزش‌های مشترک متقاعد کننده‌ای داشتند، اما تنها معدودی از این سازمان‌ها بیانیه ماموریت خود را با دقت روی کاغذ آورده بودند؛ اغلب آن‌ها حتی برای این کار وقت ندارند.

باور نادرست پنجم، نرخ بالا در روش‌های اندازه‌گیری سنتی: وقتی به روش‌های اندازه‌گیری سنتی برای تعیین کارآمدی سازمان‌‌های مردم‌نهاد نگاه انداختیم، بسیاری از این گروه‌ها امتیاز خوبی بدست نیاوردند، زیرا با روش‌های اندازه‌گیری گمراه‌کننده مانند نسبت بالاسری منطبق نبودند.

باور نادرست ششم، بودجه‌های کلان: ما فهمیدیم که بزرگی یا کوچکی سازمان با میزان تاثیرگذاری آن نسبتی ندارد. برخی از این سازمان‌های مردم‌نهاد با بودجه‌های کلان تاثیر زیادی هم گذاشته‌اند؛ اما دیگر سازمان‌ها با بودجه‌های کمتر به همان تاثیر مشابه دست یافته‌اند. با کنار گذاشتن عقل متعارف درباره موفقیت سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیر بالا، دریافتیم که ما راه جدیدی برای درک این بخش کشف کرده‌ایم یعنی این‌که چه چیزی بهترین سازمان‌های مردم‌نهاد را به ایجاد تغییرات پایدار اجتماعی یاری می‌رساند.

شش روشی که سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا  از آن‌ها استفاده می‌کنند

راز موفقیت این سازمان‌ها در نحوه بسیج هر بخش از جامعه (دولت، سازمان‌های سودآور، سازمان‌های مردم‌نهاد و عموم مردم) برای تبدیل شدن به نیرویی برای پیش بردن امور خیریه است. به عبارت دیگر، بزرگی یک سازمان مردم‌نهاد بیشتر در این است که سازمان چگونه با خارج از مرزهای سازمانی خود کار می کند، نه به این‌که چگونه امور داخلی خود را مدیریت می‌کند.

بعد از یک فرآیند طولانی مطالعه این دوازده سازمان، الگوهایی در روش کار آن‌ها پیدا کردیم. شش کاری که سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار جهت دست‌یابی به تاثیر فوق‌العاده استفاده می‌کنند به ترتیب زیر است:

اول، خدمات ارائه دهید و حمایت و ترویج‌گری کنید: سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار ممکن است با ارائه برنامه‌های بزرگ آغاز کنند، اما در نهایت در می‌یابند که نمی‌توانند به این تغییرات اجتماعی کلان تنها با ارائه خدمات دست یابند. پس روش حمایت و ترویج‌گری را هم جهت کسب منابع دولتی و تغییر قانون به آن اضافه می‌کنند. دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد با حمایت و ترویج‌گری آغاز می‌کنند و بعدا برنامه‌های مردم‌نهاد به آن اضافه می‌کنند تا راهبرد خود را جان تازه‌ای بخشند.

در نهایت، تمامی سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا بین ارائه خدمات و حمایت و ترویج‌گری پل می‌زنند. آن‌ها در هر دو کار خوب هستند. هرچه بیشتر خدمات ارائه می‌دهند و حمایت و ترویج‌گری می‌کنند، به تاثیرگذاری بیشتری نایل می‌شوند. یک فعالیت مردمی از سازمان‌ مردم‌نهاد عموم افراد جامعه را از حمایت و ترویج‌گری در آن حوزه آگاه می‌کند و نیاز به قانون‌گذاری را مبرم‌تر جلوه می‌دهد. حمایت و ترویج‌گری در سطح کشور می‌تواند به یک سازمان مردم‌نهاد کمک کند تا الگوی خود را تکثیر کرده، اعتبار بدست آورد و برای رشد و توسعه خود کمک مالی جمع‌آوری کند.

تقریبا در تمامی مواردی که ما مطالعه کردیم، سازمان مردم‌نهاد مربوطه برنامه‌های خدماتی مستقیم خود را با حمایت و ترویج‌گری ترکیب کرده بود تا تاثیرش را در طول زمان افزایش دهد.

دوم، بازارها را به کار اندازید: این دسته از سازمان‌های مردم‌نهاد، دیگر به تصورات سنتی از امور خیریه یا دیدن کسب و کارهای سودآور به‌عنوان یک دشمن خشنود نیستند و به دنبال راه‌هایی هستند که با کسب و کارهای سودآور کار کنند و به شرکت‌ها کمک کنند تا «در حین این‌که در جهت منافع خود کار می‌کنند، سبب خیر هم بشوند». آن‌ها روی فعالیت‌های دنیای کسب و کار تاثیر می‌گذارند، شراکت‌های تجاری ایجاد می‌کنند و از درآمد کسب شده از سرمایه‌گذاری برای دستیابی به تغییرات اجتماعی در مقیاس بزرگ‌تر استفاده می‌کنند.

برخی از سازمان‌های مردم نهاد کسب و کار کوچک خودشان را دارند و درآمدزایی می‌کنند تا کمک مالی باشد برای برنامه‌های خودشان.

سوم، الهام ببخش حامیان و مبلغان سازمان باشید: سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار باهمستان‌ها و جوامع محلی قدرتمندی از حامیان خود بوجود می‌آورند که به آن‌ها جهت دستیابی به اهداف بزرگ‌ترشان کمک می‌کنند. این حامیان را که در واقع داوطلبان، اهداکنندگان کمک‌های مالی و مشاورین هستند، نه فقط به‌خاطر زمان، پول و راهنمایی‌شان بلکه به‌خاطر تبلیغات پرشور و حالشان ارزش می‌نهند. این سازمان‌ها جهت الهام بخشیدن به تعهد حامیان، تجارب عاطفی بوجود می‌آورند تا باعث شود حامیان با رسالت گروه و ارزش‌های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند. این تجربه‌ها، غریبه‌ها را به مبلغ تبدیل می‌کند، و این یعنی استفاده از روش بازاریابی فراگیر. پس سازمان‌های مردم‌نهادِ تاثیرگذار، باهمستان‌هایی از حامیان را به مرور زمان پرورش و مورد حمایت قرار می‌دهند و آن‌ها را نه صرفا ابزار بلکه فی نفسه هدف می‌دانند. تمامی سازمان‌های مردم‌نهادی که ما مطالعه کردیم روش‌های خلاقانه‌ای برای تبدیل حامیان اصلی به مبلغین و بسیج ایشان پیدا کرده‌اند.

چهارم، شبکه‌ای از سازمان‌های مردم‌نهاد درست کنید: اگرچه اغلب سازمان‌های مردم‌نهاد نسبت به همکاری ابراز علاقه می‌کنند، اما بسیاری از آن‌ها به گروه‌های دیگر در واقع به چشم رقیب برای منابع کمیاب می‌نگرند. اما سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا، به همتایان خود برای موفقیت کمک می‌کنند، شبکه‌‌ای از متحدین می‌سازند و زمان و انرژی قابل ملاحظه‌ای را صرف پیشبرد زمینه کاری ایشان می‌کنند. آ‌ن‌ها آزادانه، ثروت، تخصص، استعداد و قدرت را با دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد به اشتراک می‌گذارند نه به این خاطر که آدم‌های خیلی خوبی هستند، بلکه چون منفعت شخصی خودشان نیز چنین ایجاب می‌کند.

پنجم، در هنر تطبیق استاد شوید: سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار به طرز استثنایی قدرت انطباق دارند و راهبردهای خود را در صورت لزوم برای افزایش موفقیت تغییر می‌دهند. آن‌ها به تغییر شرایط با ابتکار پشت ابتکار واکنش نشان داده‌‌اند. در طول راه، اشتباهاتی مرتکب شده‌ و گاهی به زمین خورده‌اند. اما برخلاف بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد، در توانایی گوش سپردن، یادگیری و تغییر رویکرد خود برپایه رهنمود‌هایی از بیرون خبره شده‌اند. قدرت تطبیق به این سازمان‌ها اجازه داده تا تاثیر خود را حفظ کنند.

بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد به شدت خلاق هستند اما قدرت اجرای ایده‌های جدید خود را ندارند. دیگر سازمان‌ها نیز آن‌چنان در بوروکراسی فرو رفته‌اند که فاقد خلاقیت هستند. اما سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار خلاقیت را با نظامی منضبط برای ارزیابی، اجرا و تطبیق ایده‌ها در طی زمان ترکیب کرده‌اند.

ششم، دیگران را در رهبری شریک سازید: رهبران این دوازده سازمان همگی محبوب هستند، اما منیتِ بیش از اندازه ندارند. آن‌ها می‌دانند که باید دیگران را در قدرت سهیم سازند تا نیروی قوی‌تری برای انجام کار خیر باشند. آن‌ها رهبری را درون سازمان خویش و نیز در سراسر شبکه‌‌ بین سازمان‌های مردم‌نهاد توزیع می‌کنند و دیگران را برای رهبری و هدایت توانمند می‌سازند. رهبران سازمان‌های مردم‌نهادِ تاثیرگذار یک نفر دوم قوی در کنار خود تربیت می‌کنند، تیم‌های اجرایی را به مدت طولانی متصدی امور کرده و یک هیات مدیره قوی و بزرگ ایجاد می‌کنند.

تقویت تاثیر از طریق سازماندهی

این دوازده سازمان مردم‌نهادِ تاثیرگذار مورد مطالعه ما، اکثر این شش روش را به کار می‌برند، اما نه همیشه و آن‌ها را به یک روش به کار نمی‌برند. برخی در ابتدا فقط چند تا از این کارها را در برنامه خود جا می‌دهند و بقیه را بعدا به تدریج اضافه می‌کنند. دیگر سازمان‌ها بیشتر متوجه داشتن حدی از آن‌ها هستند و درجات متفاوتی از آن‌ها را به کار می‌برند. با این حال، همگی در استفاده بیشتر از این روش‌ها مشترک هستند. سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار به جای انجام کاری که همیشه کرده‌اند، مداوما به کار خود جهات جدید می‌دهند. با همکاری با دیگران و بواسطه آن‌ها، این سازمان‌ها برای افزایش تاثیرگذاری خود به اندازه کافی بازوی اجرایی پیدا می‌کنند.

سازمان‌های مردم‌نهاد، علاوه بر استفاده از این شش روش، در چند اصل مدیریتی پایه‌ای لازم برای حفظ تاثیر خود خبره هستند.  وقتی یک سازمان مردم‌نهاد همزمان تمامی این نیرو‌ها را به‌کار می‌گیرد (یعنی شش روش تاثیرگذار همراه با مهارت‌های مدیریتی پایه‌ای) قادر است یک نیروی حرکتی‌ای ایجاد کند که سوختی است برای موفقیت بیشتر و بیشتر در آینده. یکی از نیروهای داوطلب که در سازمان سرپناه برای بشریت کار می‌کند می‌گوید: «این مانند هل دادن یک گوله برف به پایین تپه است. ابتدا باید روی آن کار کنی و بعد خودش انرژی زیادی خواهد گرفت. وقتی گوله برف شروع به حرکت کرد خودش با غلطیدن، خود را بزرگ می‌سازد.

استفاده از اهرم افزایش سرمایه برای پیشبرد تغییر اجتماعی

چرا این سازمان‌های مردم‌نهاد نیروهای متعددی از خارج سازمان در اختیار می‌گیرند، درحالی که شاید آسان‌تر بود که تنها روی رشد سازمان خود تمرکز کنند؟ این به‌خاطر تعهد تزلزل‌ناپذیرشان به ایجاد تاثیر واقعی است. این سازمان‌ها و کسانی که آن‌ها را هدایت می‌کنند می‌خواهند بسیاری از بزرگ‌ترین مشکلات دنیای ما را حل کنند: گرسنگی، فقر، آموزش ناکافی و تغییرات اقلیمی. آن‌ها در آرزوی تغییر جهان هستند. آن‌ها نمی‌خواهند فقط روی زخم‌های اجتماع مرهم بگذارند. در پی حمله به و حذف علل ریشه ای بیماری‌های اجتماعی هستند.

اما حتی اگر سازمان‌های مردم‌نهاد تمامی این شش روش را به کار برده و در آن مسلط شوند، باز هم قادر به حل بزرگ‌ترین مشکلات جهان نخواهند بود. بخش‌های دیگر هم باید این روند را پی بگیرند. برای تغییر واقعی، رهبران دولت و کسب و کار‌های سودآور نیز باید از سازمان‌های مردم‌نهاد تاثیرگذار و این شش روش، بیاموزند. رهبران دولت به جای این‌که سازمان‌های مردم‌نهاد را به چشم گزینه‌ای دم‌دست برای برون‌سپاری خدمات اجتماعی ببینند، باید به آن‌ها به چشم منبعی با ارزش و سرشار از ابتکار اجتماعی و ایده‌هایی برای سیاست‌گذاری بنگرند. رهبران دنیای کسب و کار می‌توانند با سازمان‌های مردم‌نهاد پیشتاز در تعبیه سیستم‌های ابتکاری مشارکت کنند تا نیروهای بازار را برای امور خیر بزرگ‌تر به خدمت گیرند. همچنین اهداکنندگان کمک مالی منفرد و داوطلبان می‌توانند با حمایت از این سازمان‌های مردم‌نهاد بازدهی اجتماعی خود را افزایش دهند و  صرفا به ایده‌های سنتی و گمراه‌کننده درباره بهر‌ه‌وری اکتفا نکنند.

ما بر این باوریم که بدون وجود سازمان‌های مردم‌نهاد بیشتر در کنار سازمان‌های سودآور و نیز دولت‌هایی که این شش روش را جهت بیشینه کردن تاثیر پیگیری کنند، ما محکوم به کار فرساینده همراه با تغییری آهسته و تدریجی خواهیم شد. در مقابل گرمایش جهانی به ندرت کاری از پیش خواهیم برد. ناامیدانه روی برنامه‌هایی بودجه خواهیم گذاشت که تنها حلقه فقر را جاودانه می‌سازند. اجازه خواهیم داد که میلیون‌ها کودک بدون مراقبت بهداشتی بزرگ شوند و به یکی از بزرگ‌ترین‌ اشتباهات خود ادامه خواهیم داد: تمرکز زیاد روی فرآیند به جای تاثیرگذاری.

این مطلب نوشته هِدِر مک‌لود گرنت و لزلی کراچ‌فیلد نویسندگان کتاب نیروهایی برای کار خیر: شش روشی که سازمان‌های مردم‌نهاد با تاثیرگذاری بالا از آن‌ها استفاده می‌کنند است. اصل این نوشتار را می‌توانید در مجله مطالعات نوآوری اجتماعی دانشگاه استنفورد مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.