بانکی برای جوانان و با مدیریت جوانان

بانک جوانان اولین تلاش برای راه‌اندازی برنامه تامین اعتبار مالی با مدیریت خود جوانان در موزامبیک است. مجری این ایده مردم‌نهاد از چالش‌ها، راه‌حل‌ها و درس‌های پیش‌رو می‌گوید.

کشورهای واقع در منطقه جنوب صحرای آفریقا بزرگترین جمعیت جوانان و نوجوانان را در جهان دارند، و برخلاف دیگر مناطق در حال توسعه جهان این جمعیت همچنان در حال افزایش است. این رشد جمعیتی سبب وجود نرخ بالای بیکاری جوانان در این قاره شده است و بر اساس داده‌ها این نرخ  در حدود ۲۰درصد است که خود ناشی از سطح پایین آموزش مهارت‌ها و همچنین کمبود فرصت‌های شغلی است. به عنوان مثال، در موزامبیک حدود ۲۲ میلیون جوان جویای کار وجود دارد، در حالی‌که تنها نیم میلیون فرصت شغلی رسمی موجود است.

طی ۲۰ سال گذشته اقتصاد موزامبیک رشد چشم‌گیری داشته و درآمد سرانه این کشور نرخ رشد سریعی داشته است. در حقیقت موزامبیک از یک کشور جنگ‌زده به یک کشور در حال رشد تبدیل شده است. اما این رشد اقتصادی هنوز تاثیر ملموسی در زندگی اکثریت جمعیت این کشور نگذاشته است و موزامبیک همچنان یکی از فقیرترین کشورهای جهان به شمار می‌رود. طی چهار سال گذشته، بنیاد میکایا در موزامبیک روی طراحی و اجرای برنامه‌ای بلند پروازانه با نام بانک جوانان و با هدف افزایش فرصت‌های توسعه اقتصادی برای جوانان، کار کرده است. در این پادکست با خانم میلاگر نوونگا مدیر بنیاد میکایا درباره «بانک جوانان» صحبت می‌کنیم:

متن گفت‌وگو

درباره برنامه «بانک جوانان» برای مخاطبان ما بگویید. انتظار دارید این برنامه چه تحولی ایجاد کند؟

ایده بانک جوانان ابتدا در ایرلند شمالی به وجود آمد. ما این ایده را با شرایط موزامبیک تطبیق دادیم و از آن استفاده کردیم. موسسات مربوط به بانک جوانان در کشورهای مختلف با بسیج کردن جوانان از گروه‌های اجتماعی مختلف و ایجاد همکاری و فعالیت‌های مشترک، معمولا با هدف فراهم کردن اعتبار مالی در سطح محلی، بسیار موفق عمل کرده‌اند.

بانک جوانان اولین تلاش برای راه‌اندازی برنامه تامین اعتبار مالی با  مدیریت خود جوانان در موزامبیک است. این بانک با هدف خدمت به جوانان برای شتاب دادن به روند کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی و بسیج منابع محلی (چه بسیج داوطلبان و چه بسیج منابع) کمک مالی و وام اعطا می‌کند. این کمک‌ها در بلند مدت می‌تواند پایه‌ای برای بنیانگذاری یک جامعه‌ مستحکم محلی ایجاد کند.

این پروژه قصد دارد تا به بیش از ۲۵۰۰ دختر و پسر جوان کمک کند تا راه خروج از فقر را برای خود طرح‌ریزی کنند. با این پروژه می‌خواهیم الگویی ایجاد کنیم که در سراسر موزامبیک قابل اجرا باشد.

برای معرفی این برنامه به مردم چه کردید و با چه چالش‌هایی روبرو بودید؟

یک نظر سنجی انجام داده بودیم که به این نتیجه رسیده بود که اعطای وام و کمک‌های مالی به جوانان باید شرایطی انعطاف‌پذیر داشته باشد تا آن‌ها بتوانند برای خود کار ایجاد کنند یا به کنشگری اجتماعی و محیط زیستی بپردازند. اما در عمل دیدیم که جوانانی که در گروه هدف ما قرار دارند بسیار خجالتی هستند.

به علاوه، وقتی که در سال ۲۰۱۳ برنامه را شروع کردیم همزمان با انتخابات بود و به خاطر عدم ثبات وضعیت سیاسی و درگیری‌های مسلحانه مربوط به آن، جوانان اصلا تمایلی نداشتند با برنامه ما همکاری کنند. می‌ترسیدند که این ترفندی از طرف دولت باشد برای گرفتن اطلاعات آن‌ها تا بتواند آن‌ها را به خدمت در ارتش مجبور کند.

نکته بعدی توانایی پایین این جوانان در تعریف برنامه‌های واجد شرایط برای دریافت کمک مالی بود. این واقعیت هم وجود داشت که معدود برنامه‌های مشابه دیگری که آن‌ها در گذشته دیده بودند ظاهرا وام‌ها را به افرادی دارای رانت و  روابط خاص اعطا کرده بودند.

از چالش‌های خود بنیاد میکایا هم این بود که مجبور بودیم نه تنها اجازه بلکه حمایت کامل شهرداری محلی را کسب کنیم. اما در عمل نتوانستیم هیچ ملاقاتی با مسئولان مرتبط دولتی داشته باشیم و یا اجازه‌های لازم  را برای فعالیت‌های مورد نظرمان در این پروژه کسب کنیم.

چگونه این مشکلات را حل کردید؟ به خصوص در زمینه یافتن دریافت‌کنندگان بالقوه وام آن هم در جامعه‌ای که این نوع کمک به افراد عادی جامعه اینقدر ناشناخته بود.

ما مجبور بودیم بسیار فعال باشیم و هم از رهیافت‌های مستقیم و هم از رهیافت‌های غیر مستقیم استفاده کنیم. در همکاری مستقیم با رهبران محلی توانستیم با جوانان در محلات مختلف دیدار و گفتگو کنیم. برای آن‌ها توضیح دادیم که بانک جوانان چیست، چگونه کار می‌کند، و چگونه آن‌ها می‌توانند از آن سود ببرند. به سوالات‌شان پاسخ دادیم و از ترس و نگرانی آن‌ها (مثل موضوع سربازی و مانند آن که قبلا اشاره شد) کم کردیم. با چندین سازمان مردم‌نهاد، مقامات مربوط دولتی (وزارت جوانان، ورزش، زنان و تامین اجتماعی) و همچنین کانون‌های جوانان هم ملاقات کردیم و از آن‌ها خواستیم  دسترسی ما را به جوانان  شبکه داخلی خودشان تسهیل کنند.

تشکیل کمیته بانک جوانان برای مرور درخواست‌ها و تامین اعتبار مالی طرح‌ها یکی دیگر از چالش‌های ما بود. این کمیته ۲۰ عضو جوان داشت که در پاسخ به درخواست ما برای جذب داوطلب انتخاب شده بودند. این گروه مرکب از افراد متنوعی به عنوان داوطلب بود که هر کدام سطح توانایی و تمایل معینی برای شرکت در این برنامه داشتند. در حقیقت بعضی از این افراد با هدف اینکه به عنوان کارمند در پروژه بانک جوانان مشغول به کار شوند به این درخواست پاسخ مثبت داده بودند. این موضوع گاهی اوقات جلب همکاری آنان را برای به کار گرفتن دیگر جوانان در محله های دیگر بسیار سخت می‌کرد.

چگونه بر چالش قانع کردن افراد برای اینکه از یک موسسه غیرمعمولی برای برنامه‌هایشان درخواست وام و اعتبار مالی کنند، پیروز شدید؟

طراحی برنامه برای دریافت کمک مالی روندی بسیار فشرده بود. طی این روند بعضی از جوانان روزهای زیادی را در دفتر بنیاد میکایا گذراندند، حتی برخی از آنان با کمک امکانات ما برنامه‌هایشان را نوشتند تا بتوانند از کارکنان ما درباره هر ابهامی که برایشان وجود داشت کمک بگیرند. بعضی از این گروه‌ها افراد مسن‌تری از محله‌ها یا کلیساهایشان معرفی کردند که می‌توانستند نقش مربی و راهنما را ایفا کنند. بنیاد میکایا با این افراد هم همکاری کرد تا حدود مسئولیت و نیز نقش آن‌ها را در چارچوب‌های بانک جوانان به آن‌ها آموزش دهد. در بانک جوانان در واقع این خود جوانان هستند که باید مسئولیت مدیریت اعطای وام‌ها و اجرای برنامه‌های تاییدشده را بر عهده بگیرند.

در مرحله اول هشت طرح برنده برنامه اعطای کمک مالی شدند که به نظر می‌رسید سطحی جدید از اعتماد به نفس میان این جوانان به وجود آورده است. این طرح‌ها بسیار متنوع بودند: از خرید گوشت گاو، بز، مرغ  و سبزیجات از تولیدکنندگان عمده و فروش آن‌ها در شهر گرفته تا کشاورزی شهری، راه‌اندازی آشپزخانه متحرک (برای سرویس‌دهی به کارمندان ادارات مثلا)، تاسیس کافه اینترنتی (کافی‌نِت)، جمع‌آوری زباله و اجرای تزئینات شهری مناسب (برای سطل‌های زباله)، و همچنین ایجاد کمپین حمایت از دختربچه‌ها.

به خصوص موانع زیادی که در گذشته جوانان برای طی مراحل اداری و گرفتن مدارک خاصی از رهبران محلی با آن روبه‌رو شده بودند (مانند گرفتن گواهی اقامت در محله) طی این روند از بین رفت. در برخی موارد رهبران محلی حتی دیگران را تشویق کردند تا پیشقدم شوند و به آنان در تهیه فرآیند درخواست کمک می‌کردند؛ برای مثال، با شناسایی قطعه زمین مناسبی که می‌شد کسب و کار در آن راه اندازی کرد.

بنیاد میکایا برای ساده کردن مکانیزم ثبت رسمی گروه‌های مختلف جوانان و کسب و کار آنان در دفتر اسناد محل، به مذاکره و چانه‌زنی پرداخت و در این میان بانکی هم پیدا شد که حاضر بود برای این جوانان حساب باز کند. کمیته بانک جوانان نیز با این تحولات تشویق شد و در حدود ۱۴ نفر از آن‌ها در روند امور فعالانه مشارکت یافتند و دست در دست بقیه کارکنان بنیاد کار کردند.

تصمیم برای کار با مردان و زنان جوان زندانی و کمک به آنان تا حرفه‌ای بیاموزند و سطح اعتماد به نفس خود را بالا ببرند تا احتمال بازگشتشان به زندان  کم شود، باعث شد تا پیچیدگی‌های بیشتری وارد این پروژه شود. کارکنان بنیاد و اعضای کمیته روزهای بسیاری در این باره بحث و گفتگو کردند که چگونه می‌شود این کار را انجام داد، به چه کسی می‌توان کمک مالی اعطا کرد و اینکه چه کسی می‌تواند برای این فعالیت‌ها کار تسهیلگری انجام دهد. سرانجام موسسه‌هایی را پیدا کردیم که به نظرمان سابقه مناسب برای انجام این کار و بر عهده گرفتن این مسئولیت داشتند.

حالا که مراحل اولیه اجرای کار و تسهیل فرآیند اعطای وام و کمک مالی را پشت سر گذاشته‌اید، قدم بعدی‌تان چیست؟

بزرگترین چالش همچنان پیش روی ماست، یعنی تبدیل این پروژه آزمایشی به سازمانی دائمی برای حمایت از جوانان در موزامبیک.

ما همچنین در حال تماس و مشورت با نمایندگان دولت، جامعه مدنی و همچنین اعضای بخش خصوصی درباره اعطای کمک‌ها به جوانان هستیم. این تماس‌های مهم اولیه درکی کلی از موضوع به این موسسات و افراد داده است که برای گسترش کار در آینده بسیار حیاتی خواهد بود و در نهایت می‌تواند منجر به تشویق همکاری دیگر حامیان بالقوه شود، حامیانی که این توانایی را دارند تا کمک کنند این ایده به واقعیت تبدیل شود.

از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزارم.

این پاکست توسط گلوبال‌فاند، صندوق جهانی برای تامین مالی باهمستان‌ها، تهیه شده است. اصل پادکست را این‌جا می‌توانید مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.