از فوتبال بیاموزیم چگونه یک تیم برنده بسازیم

برای مدیریت سازمان مردم‌نهاد می‌توانیم یازده نکته آموزشی را از فوتبال بیاموزیم:
۱- مهم اتفاقاتی است که در زمین بازی رخ می دهد و نه در دفتر کار. توجه خود را به حیطه و زمین بازی معطوف کنید، یعنی به تعاملات واقعی با مردم محلی و باهمستان‌ها، شرکا و ذینفعان سازمان و بهره‌مندان.
۲- نقش مدیر سازمان هم مانند یک مربی فوتبال این است که بهترین قابلیت را از بازیکنان بیرون بکشد، نه اینکه خودش بازی کند.
۳- یک تیم از بازیکنان هماهنگ و با ترکیبی متوازن از تجربه و جوانی را به خدمت بگیرید.
۴- در فوتبال، بازیکنان شاید بیش از نود درصد از وقت‌شان را صرف تمرین و آماده‌شدن برای یک مسابقه می‌کنند. مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد هم باید هر هفته برای ارتقای مهارت‌های تیم‌شان وقت صرف کنند. مدیر خوب بودن یعنی در دسترس و آماده بودن برای بازیکنان.
۵- مربیان خوب می‌دانند که بهترین موقعیت هر بازیکن کجاست. بازی کردن خارج از موقعیت به سراسیمگی و تخریب اعتماد به نفس منجر می شود و نتیجه امر بازی ضعیف بازیکنان و ضعف در عملکرد تیم است.
۶- کاری کنید بازیکنان در قالب یک تیم بازی کنند. در سازمان‌های مردم‌نهاد، شما برای نقش‌های متفاوت به مهارت‌های مختلف نیاز دارید، برخی شکل‌دهنده حمله خواهند بود و برخی تمام‌‌کننده کار.
۷- هر مربی فوتبال یک رویکرد دلخواه و یک سبک کلی برای بازی دارد. می‌خواهید سازمان‌ مردم‌نهاد شما چه سبک بازی پیش بگیرد؟ چه فرهنگی را در سازمان‌ تزریق می‌کنید؟
۸- یک مربی خوب می‌داند که آرایش تیمی و تاکتیک‌ها برای هر مسابقه‌ای متفاوت است. مربیان خوب، آن‌ها یک نقشه منطعف دارند و اگر کار نکند تاکتیک‌ها و بازیکنان را وسط بازی تغییر می‌دهند.
۹- بعد از هر مسابقه فوتبال ویدئوهای بازی دقیق تحلیل می‌شود. مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد هم باید مرتب عملکرد تیم را بررسی کنند تا دریابند واقعا کار چطور پیش رفت و هر کسی چگونه عمل کرد.
۱۰- امتیازات گرفته شده را بسنجید. مدیران خوب سازمان مردم‌نهاد باید تعریف و سنجشی از موفقیت واقعی و عملکرد خوب داشته باشند.
۱۱- احترام کسب کنید، حس غرور و افتخار را در تیم‌تان به‌وجود آورید و به کار خود معنا ببخشید.

در سازمان مردم‌نهاد شما رونی چه کسی است؟ نیمار شما کیست؟ مسی شما کیست؟ چه کسی قرار است گل بزند؟ چه کسی بازی را کنترل می‌کند؟ چطور تیم را مدیریت کرده و از بیشترین قابلیت‌های بازیکنان خود استفاده می‌کنید؟ طی سا‌‌ل‌های متمادی، دریافته‌ایم که طرح سئوالاتی از این قبیل براستی برای رهبران سازمان‌های مردم‌نهاد (که دوست دارند مانند یک تیم فوتبال زیبا بازی کنند) به منظور مدیریت کارآمدتر سازمان‌شان مفید است. این که مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد خود را به چشم مربیان مطرح فوتبال مانند خوزه مورینو، آرسن ونگر و پپ گوآردیولا نگاه کنند، به آنها کمک می‌کند تا مدیریت خود را در چهارچوبی متفاوت و احتمالا سازنده‌تر قرار دهند. بیاییم از فوتبال به عنوان یک قیاس استفاده کنیم تا ببینیم چطور می‌توانیم از آن برای مدیریت سازمان مردم‌نهاد بیاموزیم. این راهنمای عملی، یازده نکته آموزشی ما برای شروع کار را به ترتیب زیر از نظر می‌گذارند.

۱- به زمین بازی توجه داشته باشید.

در فوتبال برای همه روشن است که مهم اتفاقاتی است که در زمین بازی رخ می دهد و نه در دفتر کار. مدیران سازمان‌های مرد‌م‌نهاد نیز باید به یاد داشته باشند که مسابقه در زمین بازی رخ می‌دهد. گاهی به نیاز‌های بوروکراتیک سازمان زیادی توجه می‌شود. مدیران تحت‌الشعاع جلسات ظاهرا مهم قرار می‌گیرند. با این حال، مهم واقعا آن چیزی است که بیرون اتفاق می‌افتد. ما باید توجه خود را به حیطه و زمین بازی معطوف کنیم، یعنی به تعاملات واقعی با مردم محلی و باهمستان‌ها، شرکا و ذینفعان سازمان و بهره‌مندان. پیشرفت اینجاست که اتفاق می‌افتد. این افراد حاضر در میدان عمل هستند که باعث تفاوت در کار می‌شوند، یعنی کسانی که در تماس مستقیم با مخاطبان هدف سازمان شما هستند. مرکز توجه یک سازمان‌ مردم‌نهاد باید روی این‌ها باشد. مابقی کارکنان پشت صحنه هستند. سازمان باید حول پشتیبانی از این واسطه ارتباطی حیاتی با جهان بیرونی ساخته شود.  

۲- خودتان بازی نکنید بلکه بازیکنان را مدیریت کنید.

نقش یک مربی فوتبال این است که بهترین قابلیت را از بازیکنان بیرون بکشد، نه اینکه خودش بازی کند. تعداد بسیار اندکی هم به عنوان مربی و هم بازیکن موفق بوده‌اند. تصورش هم مضحک است که مربی داخل زمین فوتبال بدود، توپ را از بازیکنانش بگیرد و به جای آنها بازی کند. خیر، مربی باید بگذارد بازیکنان بازی کنند. مربیان قرار نیست بازیکنان بزرگی باشند. در واقع، بهترین مربیان قبلا بازیکن رده متوسطی بوده‌اند و نه بازیکنی در کلاس جهانی. مدیریت مهارت بسیار متفاوتی نسبت به بازی است. مدیریت نیازمند مهارت و بینشی است که تمرین خاص لازم دارد. بی دلیل نیست که اکنون تمامی مربیان لیگ برتر انگلیسی لازم است یک مدرک مربی‌گری داشته باشند. آیا مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد طوری رفتار می‌کنند که گویا خودشان باید بازی کنند؟ آیا تجربه و تمرین برای مدیریت صحیح را دارند؟

۳- یک تیم از بازیکنان هماهنگ به خدمت بگیرید.

در فوتبال، خوب است که تیمی با ترکیبی متوازن از تجربه و جوانی داشته باشید. تیم‌های فوتبال وقتی می‌خواهند بازیکن استخدام کنند، آگهی استخدام نمی‌دهند و مصاحبه کاری نمی‌کنند، بلکه دنبال بهترین بازیکنان از تیم‌های دیگر می‌گردند. این بازیکنان را ترغیب می‌کنند که تیم‌شان را رها کنند و به آنها بپیوندند. یا اینکه بسیاری آکادمی‌های فوتبال جوانان دارند تا بازیکنان جوان را برای تبدیل شدن به بازیکن حرفه‌ای تربیت کنند. اغلب قبل از اینکه جوان‌ها را در ترکیب تیم قرار دهند، می‌گذارند کم کم جوان‌ها در زمین فوتبال تجربه کسب کنند. در نگاه اول، این کاملا در تضاد با کار سازمان‌های مردم‌نهاد است. سیاست استخدام با فرصت‌های برابر به این معناست که ما به این روش در جستجوی استعداد‌های از قبل ثابت شده نیستیم (و احتمالا بهای این را هم می‌پردازیم). روشی که باشگاه‌های ثروتمند می‌توانند با بهترین بازیکنان تیم‌های کوچکتر قرارداد امضا کنند، شبیه روشی است که سازمان‌های مردم‌نهاد بین‌المللی بدون احساس شرمندگی، بهترین کارکنان سازمان‌های مردم‌نهاد محلی را (البته بدون پرداخت اجرت انتقال) به خدمت می‌گیرند.

۴- روی تمرین تمرکز کنید.

در فوتبال، بازیکنان شاید بیش از نود درصد از وقت‌شان را صرف تمرین و آماده‌شدن برای یک مسابقه می‌کنند. مربیان به طور مداوم روی مهارت‌های فردی، حرکت‌های تیمی، استراتژی‌ها و بدن‌سازی بازیکنان کار می‌کنند. چطور در مقابل ضربات ایستگاهی دفاع می‌کنیم؟ چطور در برگشت توپ، حمله می‌کنیم؟ مدیران فوتبال ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا روح انضباط و کار سخت را به بازیکنان تزریق کنند. اما ما، به عنوان مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد، هر هفته برای کار با کارمندان و مهارت‌هایشان، تاکتیک‌های تیمی، آمادگی جسمانی در پروژه‌های خاص چقدر وقت می‌گذاریم؟

۵- بهترین قابلیت را از بازیکنان خود بگیرید.

چه کسی واقعا در زمین بازی، نتیجه را تعیین می‌کند؟ سوآرز شما کیست؟ رونی‌تان کیست؟ مسی شما؟ چه کسی قرار است سازمان شما را به اهداف مد نظر برساند؟ چه کسی روند ارایه خدمات و انجام تغییرات مورد نظر برای افراد ذی‌نفع، شرکا و بهره‌مندان را شتاب می‌بخشد؟ آیا در سازمان‌ مردم‌نهاد خود یک بازی‌ساز دارید؟ هافبک دفاعی شما چیست؟ در مرکز دفاع شما چه کسی قرار دارد؟ افراد به حرف چه کسی گوش داده و از آن تبعیت می‌کنند، یعنی کاپیتان شما کیست؟ مربیان فوتبال همیشه سعی می کنند از بهترین قابلیت‌های بازیکنان خود استفاده کنند. مربیان خوب به آنها آزادی می‌دهند تا بر اساس نقاط قوت بازی کنند. بازیکنان را تشویق می‌کنند چیزهای مختلف را امتحان کنند و از شکست نترسند. آنها خوب می‌دانند که بهترین موقعیت هر بازیکن کجاست. بازی کردن خارج از موقعیت به سراسیمگی و تخریب اعتماد به نفس منجر می شود و نتیجه امر بازی ضعیف بازیکنان و حتی ضعف در عملکرد تیم است.

همه اعضای تیم با هم فرق دارند. مدیریت افراد یک مهارت کلیدی است. فلان فرد به چه چیزی خوب پاسخ می‌دهد؟ تشویق؟ نقد؟ فشار؟ به حال خود گذاشتن؟ افراد خودمحور را چگونه مدیریت می‌کنید؟ مدیریت آدم‌ها در فوتبال در دفتر کار انجام نمی‌شود. در زمین تمرین، اتاق رختکن و در زمین بازی است، یعنی قبل، در طول و بعد از مسابقه. مدیر خوب بودن یعنی در دسترس و آماده بودن برای بازیکنان. چه می‌شد اگر آرسن ونگر کل روز در دفتر کارش پشت کامپیوتر می‌نشست یا همیشه در جلسه بود؟ آیا ما به مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد، همین توجه را به بازیکنان خود می‌دهیم؟ آیا ما مرتب آنها را نظارت می‌کنیم و با آنها تعامل داریم؟

۶- کاری کنید بازیکنان در قالب یک تیم بازی کنند.

یک نکته کلیدی برای مدیریت عالی در فوتبال، گرفتن بازیکنانی است که بازی تیمی بلد هستند. مشخصا این مسخره خواهد بود که بازیکنی هرقدر هم که ماهر باشد، فقط توپ را پیش خودش نگاه دارد و از پاس دادن به هم‌تیمی‌هایش خودداری کند. چالش فوتبال هماهنگی خط دفاعی چهارنفره، گرفتن بازیکنانی که با هم خوب جفت می‌شوند، پاس‌کاری مثلثی و چهارتایی در زمین و پوشش دادن یکدیگر در بازی است. بازیکنان برای حرکت بدون توپ و فریب مدافعین و یا نگاه داشتن عقب زمین هنگام حمله، باید سخت با هم کار کنند. زمانی رئال مادرید پر بود از بازیکنان سوپراستار اما موفقیت کافی بدست نمی‌آورد. تیم فوتبال مصر مسلما در جام ملت‌های آفریقا در مقابل تیم‌های دیگر که ستاره‌‌های منفرد بیشتری داشتند، به خاطر توانایی بازی تیمی موفق‌تر بود. برخی از تیم‌ها ممکن است بازیکنان ستاره بسیار قوی برای مربی داشته باشند. در سازمان‌های مردم‌نهاد این به چه معناست؟

مسلما همه بازیکنان یکسان نیستند. برخی چپ‌پا هستند، برخی راست‌پا، برخی تهاجمی و گل‌زن هستند و برخی دفاعی. برخی در پستی هستند که حرکات تماشایی‌تری انجام می‌دهند و با گل‌زدن خبرساز می‌شوند. اما هافبک‌های دفاعی گمنام‌تر که به طور خستگی‌ناپذیر حرکت تیمی را با پاس‌های سریع و کوتاه حفظ می‌کنند، همانقدر اهمیت دارد. تیم‌های خوب فوتبال، مانند تیم‌های سازمان‌های مردم‌نهاد خوب، ترکیبی از بازیکنان در اختیار دارند. در سازمان‌های مردم‌نهاد، شما برای نقش‌های متفاوت به مهارت‌های مختلف نیاز دارید، برخی شکل‌دهنده حمله خواهند بود و برخی تمام‌‌کننده کار. مدیران خوب سازمان‌های مردم‌نهاد دنبال تنوع هستند و نه همسانی. در لیگ برتر انگلیس، مانند بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد بین‌المللی، یک چالش کلیدی کار با فرهنگ‌های مختلف است تا آن‌ها را به صورت یک تیم متحد درآورند.

۷- سبک بازی را مشخص کنید.

هر مربی فوتبال یک رویکرد دلخواه و یک سبک کلی برای بازی دارد. برای مثال، آرسن ونگر خواهان بازی زیبا با حرکات سریع در زمین است. برخی دیگر از مربیان خواهان فشار آوردن به حریف و حفظ توپ در وسط زمین هستند. برخی با توپ‌های بلند و گل زدن در برگشت‌ها راضی هستند. این نقش مربی است که نگرش خود را به تیم تزریق کرده و تیم را به روشی که باید بازی کند، تعلیم دهد. سبک بازی چیزی است که تیم باید آن را درک کرده، به آن عادت کند و بازیکنان بتوانند سبک بازی‌شان را عوض کنند. در سازمان مردم‌نهاد شما، آیا سبک مدیریتی ترجیحی شما بیشتر حل مشکلات است یا جستجو و کار روی نقاط مثبت؟ آیا شما وظایف روشن و سنجش‌پذیری مشخص می‌کنید یا برای خلاقیت افراد جا باز می‌گذارید؟ می‌خواهید سازمان‌ مردم‌نهاد شما چه سبک بازی پیش بگیرد؟ چه فرهنگی را در سازمان‌ تزریق می‌کنید؟

۸- آرایش تیمی و تاکتیک‌های منعطف داشته باشید.

یک مربی خوب می‌داند که هر مسابقه‌ای متفاوت است. مربیان موقعیت هر مسابقه را به طور کامل تحلیل کرده و نقاط قوت و ضعف حریف را متوجه می‌شوند. همچنین به موقعیت‌های خاص فکر می‌کنند. بازی در خانه یا بیرون از خانه، بازی در گرما یا در ارتفاع، بازی در زمین سفت یا زمین گل‌آلود، همگی روی آرایش و تاکتیک‌های مسابقه تاثیر می‌گذارد. سازمان مردم‌نهاد شما باید یک بینش و منش کلی داشته که باید به آن پایبند باشید، اما در مواقع متفاوت باید به طور متفاوتی به کار گرفته شود. برخی از مسابقات مهم‌تر از بقیه هستند. برخی را باید برد، برای برخی دیگر یک مساوی خوب است و همچنین در برخی از مسابقات با باخت هم کار پیش می‌رود. برای هر مسابقه‌ای، این بر عهده مربی است که برای این تاکتیک‌ها، بهترین ترکیب بازیکنان را بچیند. در مدیریت سازمان‌های مردم‌نهاد باید به یاد داشته باشیم که همه بخش‌های کار اهمیت راهبردی یکسانی ندارند.

مربیان خوب، برای بازی یک نقشه منطعف دارند. اگر نقشه کار نکند، یک مربی خوب یک نقشه دوم هم دارد. آنها تاکتیک‌ها و بازیکنان را وسط بازی تغییر می‌دهند. کاری که می‌کنند مهم‌تر از چیزی است که می‌گویند. یک مربی هنگام خوردن یک یا حتی دو گل چه واکنشی نشان می‌دهد؟ آیا این فقط باعث خشم یا سرزنش می‌شود یا درباره آن یک کار عملی انجام می‌‌دهد؟ در سازمان مردم‌نهاد شما چه اتفاقی می‌افتد؟

۹- عملکرد تیم را به دقت بررسی کنید.

در فوتبال، ارزیابی عملکرد منظم و دقیقی انجام می‌شود. آنها به یادگیری در عمل کاملا معتقدند. بعد از هر مسابقه بررسی انجام می‌شود. تیم‌های فوتبال در بررسی کامل اتفاقات داخل بازی، فن‌آوری و زمان قابل ملاحظه‌ای صرف می‌کنند. ویدئوهای بازی دقیق تحلیل می‌شود. آمار میزان دویدن، تعداد پاس‌های موفق، تکل‌ها و غیره گرفته می‌شود. ما، به عنوان مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد، چقدر مرتبا عملکرد را بررسی می‌کنیم؟ آیا برای تماشای عمل بازیکنان خود وقت می‌گذاریم؟ آیا اصلا بعد از یک ماموریت با کارمندان خود می‌نشینیم تا دریابیم واقعا کار چطور پیش رفت و آنها چگونه عمل کردند؟

۱۰- امتیازات گرفته شده را بسنجید.

دست کم در فوتبال واضح است امتیاز گرفتن و گل زدن چیست. اما در هر بازی (یا بخشی از فصل مسابقات لیگ)، ممکن است مربیان چند هدف داشته باشند. ممکن است هدف حفظ و تحمل فشار در نیمه اول بازی باشد. هدف می‌تواند امتحان کردن دروازه‌بان حریف با شوت‌ زدن باشد. مربیان با چند معیار، عملکرد تیم را ارزیابی می‌کنند. این در مورد یک سازمان مردم‌نهاد چه شکلی خواهد بود؟ اهداف چیستند؟ برای دوره بعدی پروژه چه تاکتیک‌هایی هست؟ یک مربی خوب بنا بر عملکرد تصمیم‌گیری می‌کند. این تصمیم ممکن است پاداش‌ برای بهترین بازیکن مسابقه باشد یا بهترین بازیکن ماه. وقتی بازیکنی به طور متناوب عملکرد ضعیف دارد یعنی اینکه باید مربی‌اش تصمیمات دشواری بگیرد. اگر یک فوتبالیست خوب بازی نکند، احتمالا از تیم بیرون گذاشته خواهد شد. اما اگر یکی از کارکنان سازمان مردم‌نهاد خوب کار نکند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا از این که آنها چقدر خوب کار می‌کنند، حتی تصوری داریم؟

در سازمان‌های مردم نهاد، امتیاز کلی ممکن است کمتر مشهود باشد. تاثیر را در نهایت بعدا شاهد خواهیم بود، اما سنجش تاثیر در کوتاه مدت دشوار است. بنابراین ما به سنجه‌های دیگری مانند میزان تحقق برنامه‌های پیش‌بینی شده   متوسل می‌شویم. مدیران خوب سازمان مردم‌نهاد باید تعریف و سنجشی از موفقیت واقعی و عملکرد خوب داشته باشند.

۱۱- احترام کسب کنید، حس غرور و افتخار را در تیم‌تان به‌وجود آورید و به کار خود معنا ببخشید.

مربیان خوب فوتبال نزد بازیکنان خود اگر ابهت نداشته باشند، دست کم احترام دارند. آنها دوست خوبی می‌شوند. اما مربی «یکی از بچه‌های تیم» نیست؛ در صورت لزوم، مربی می‌تواند سختگیر و خشن باشد. آلکس فرگوسن تصویر کسی را از خود به نمایش می گذاشت که سر بازیکنان خود داد و فریاد می‌زند، البته فقط در موارد استثنایی و نادر. اغلب حرفه‌ای‌ها قبول دارند که داد زدن گاهی مفید است. اما مربیان خوب بیشتر اعتماد به نفس در بازیکنان خود بوجود می‌آورد. نشان می‌دهند که به کارشان ایمان دارند و به آنها افتخار می‌کنند. همانطور که خوزه مورینیو می‌گوید: «یک مربی خوب باید به مردانش احساس بزرگی بدهد و نه کوچکی». پپ گوآردیولا این را قبل از فینال لیگ قهرمانی ۲۰۰۹ خیلی خوب نشان داد وقتی که به بازیکنانش گفت: «اگر امروز ببازید، همچنان بهترین‌ها در دنیا هستید، اما اگر امروز ببرید، برای همیشه بهترین خواهید بود.» بارسلونا بازی را برد. مربیان بزرگ قادر هستند به بازیکنان خود این احساس را بدهند که برای مربی بازی می‌کنند. آنها این احساس را دارند که نمی‌خواهند مربی‌شان سرشکسته شود. می‌دانند اگر این اتفاق بیافتد، ممکن است در کوتاه مدت بهایش را بدهند. اما همچنین می‌دانند که اگر تیم همچنان عملکرد ضعیف داشته باشد، این مربی است که سرانجام اخراج می‌شود.

مربیان خوب فوتبال از تصویر و کاریزما برای معنا بخشیدن به کار استفاده می‌کنند. خوزه مورینو با توانایی از قبل به اثبات رسیده در کسب نتایج بزرگ برای باشگاه‌های کوچک، به چلسی آمد. او آمد و تصویری از یک برنده را از خود ساخت. این کاریزما و خودباوری به بازیکنانش هم منتقل شد و برای دو فصل بعدی قهرمان لیگ برتر انگلیس شدند. مورینیو با معنابخشی و ایجاد تصویری از «مایی که مقابل دنیا ایستاده‌ایم»، به بازیکنانش انگیزه داد. این برای مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد به چه معنا می‌تواند باشد؟ آیا قادریم کاری کنیم که کارکنان سازمان به خاطر ما به عنوان مدیر کار کنند؟ با تصویری که از خودمان می‌دهیم چگونه می‌توانیم برای بیشترین نتیجه استفاده کنیم؟ چطور می توانیم خودباوری را در تیم خود تزریق کنیم؟ چطور می‌توانیم به کار معنا ببخشیم؟

کلام آخر

این مقایسه با فوتبال چه چیزهای دیگری به شما درباره مدیریت یاد می‌دهد؟ مشخصا همه قیاس‌ها فقط تا جایی پیش می‌رود. منابع مسلما متفاوت هستند. اما ارزش آن را دارد که از حیطه های مختلف برای مدیریت سازمان‌های مردم نهاد بیاموزیم. به کارگیری قیاس‌های مختلف به ما کمک می‌کند تا از بیرون به قضیه نگاه کنیم. این در موقعیت‌هایی که ظاهرا گیر کرده‌ایم، می‌تواند راهگشا باشند. مشخصا نیازی نیست فقط با فوتبال و یا اصلا با ورزش قیاس کرد. چیزی که شیفته آن هستید یا صرفا به آن علاقه‌مند هستید را قیاس بگیرید. قیاس‌های بسیار خوبی می‌توان از گروه‌های موسیقی جاز، ارکسترها یا حتی رقص تانگوی آرژانتینی داشت. هرجا بیشتر از دو نفر برای یک هدف مشترک دور هم جمع شوند، مدیریت و رهبری هم رخ می‌دهد. این تجارب غیرکاری می‌توانند یک منبع آموزشی غنی و عمیقی باشند که کمک‌ می‌کنند تا ذهن‌مان خارج از چارچوب عادی‌اش کار کند.

این مطلب نوشته ریک جیمز و رود‌ مک‌لود است. هر دو سال‌هاست در حوزه تحول سازمانی و مدیریت به سازمان‌های مردم‌نهاد و همچنین سودآور مشاوره می‌دهند. اصل این نوشتار را می‌توانید در این‌جا مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.