چالش را به فرصت و فرصت را به راهبرد پیوند بزنید

شما می‌توانید برنامه راهبردی آینده‌ سازمان‌تان را در قالب یک چالش تعریف کنید تا حامیان با شنیدن روایت چالشی شما خود را ناگزیر به اقدام و عمل ببینند.
در هنگام تهیه روایت چالشی اطمینان حاصل کنید که روایت‌تان آن قدر تاثیرگذار باشد که حامیان بالقوه را وادارد کند به خود بگویند: «عجب، من باید قدمی بردارم و کاری بکنم.»
روش دوم برای تهیه برنامه راهبردی، روایت‌گری در قالب یک «فرصت» برای حامیان است.
یعنی سخن گفتن از فرصت‌ها و اتفاقات هیجان انگیزی که پیش روی سازمان شماست. در این روش شما با استفاده از زبان مشارکتی، چالش را به التزام پیوند می‌زنید.
روش سوم، روایت‌گری در قالب یک «راهبرد» است. روایت راهبردی باید این واقعیت را به مخاطب منتقل کند که سازمان شما برنامه‌ای برای حل مشکل دارد.
روایت راهبردی باید روشن و سرراست باشد و به شکلی تنظیم شود که به اهداکننده کمک، یاری رساند.

  

بیشتر ما از روند برنامه‌ریزی استراتژیک سالانه واهمه داریم. در روزهای بسیار پرمشغله‌ای که درگیر امور ذینفعان و مخاطبان پروژه و سازمان خود هستیم، دست کشیدن از کار روزانه و اندیشیدن به آینده کار سختی است.

از سوی دیگر این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که چنین طرحی ممکن است خود سندی باشد که انگیزه ایجاد کند و در آینده به عنوان متنی الهام بخش برای سازمان به کار رود. و یا چنان که من به تازگی تجربه کردم این طرح می‌تواند مجموعه‌ای از برنامه‌های کاری باشد که اقدامات آتی سازمان شما طی چند سال آینده و چگونگی انجام آن‌ها را به تفصیل بیان کند.

صرف نظر از این که سازمان شما چه رویکردی را در پیش بگیرد، در زیر به چند نکته می‌پردازیم که توجه به آن‌ها در زمان تهیه برنامه راهبردی آینده‌ برای شما و همکاران‌تان مفید باشد:

  • ● برای حامیان شما مهم نیست که سکان کشتی در دست چه کسی است؛ آن چه برای آن‌ها اهمیت دارد این است که سازمان شما برای یاری به مردم و پیشبرد رسالت سازمان چه می‌کند.
  • ● حامیان شما نمی‌خواهند بدانند که شما چگونه می‌خواهید دامنه و تاثیر ارتباط‌های خود را تقویت کنید. از دید آن‌ها شما به هر حال باید این کار را انجام بدهید. چیزی که برای آن‌ها مهم است آینده سازمان شماست و این که آن‌ها چه می‌توانند بکنند تا تغییر اتفاق بیفتد.
  • ● حامیان شما مایلند باور کنند که طرح شما شمار هر چه بیشتری از افراد همفکر آن‌ها را به پشتیبانی از رسالت‌تان ترغیب می‌کند. آن‌ها می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که شما بر راهبرد کلی خود و تدابیر لازم برای اجرای آن مسلط هستید. گذشته از این می‌خواهند به آن‌ها یادآوری شود که چرا وجودشان برای موفقیت سازمان شما مهم است.  
  •  

نکات فوق تاکیدی است بر نقش مهم تک تک حامیان در فرآیند تغییر. امیدوارم از این نکات بتوان به رشته پیوندی که میان مسائل وجود دارد نیز پی برد و این چیزی است که در اغلب برنامه‌های راهبردی غایب است: چالش فرصت ایجاد می‌کند و فرصت راهبرد به وجود می‌آورد.

خلق روایت در قالب یک «چالش» برای حامیان

بسیار مهم است که حامیان با شنیدن روایت چالشی شما خود را ناگزیر به اقدام و عمل ببینند.  دشوارترین بخش کار، اطمینان حاصل کردن از این موضوع است که روایت ما آن قدر تاثیرگذار باشد که حامیان بالقوه را وادارد به خود بگویند: «عجب، من باید قدمی بردارم و کاری بکنم.» روایت شما باید دو کار را انجام بدهد:

  • ● به تک تک حامیان کمک کند که دریابند اگر تمرکز بسیار دقیق سازمان شما بر موضوع نباشد، ممکن است موضوعی که به آن پرداخته‌اید فوریت خود را از دست بدهد و یا مورد بی توجهی دیگران قرار بگیرد.
  • ● داستان تاثیرگذاری از سودمندی کارتان برای دیگران بازگو کند.
  •  

این هم یک مثال:

در طول ده تا بیست سال آینده، تا سقف سه و نیم متر از طول بسیاری از سواحل ایالت‌های امریکا بر اثر فرسایش از میان می‌رود. این به آن معنا است که دفعه بعد  که از ساحل مورد علاقه خود دیدن می‌کنید شاید نتوانید بادبادک هوا کنید یا توپ بازی کنید و یا از هیچ کدام از دیگر فعالیت های ساحلی مورد علاقه‌تان لذت ببرید...

در مثال بالا، سازمان شما اتفاقی را که در یک چارچوب زمانی روی خواهد داد با چند نمونه از فعالیت هایی که برای هر انسان دوستدار تفریحات ساحلی آشناست، پیوند داده است.

خلق روایت در قالب یک «فرصت» برای حامیان

این نوع یعنی سخن گفتن از فرصت‌ها و اتفاقات هیجان انگیزی که پیش روی سازمان شماست. این وقتی روی می‌دهد که شما با استفاده از زبان مشارکتی، چالش را به التزام پیوند زنید، زبانی که:

  • ● به حامیان کمک کند تا خود را به عنوان بخشی از راه حل ببینند.
  • ● بر این نکته تاکید کند که حامیان در راه رسالتی که ارزش مبارزه دارد به دیگران پیوسته‌اند.
  •  

این هم یک مثال:

اگر کاری کنیم که دیگران به تاثیر بالا رفتن سطح آب‌ها بر سواحل پی ببرند، می‌توان از فرسایش ساحل‌ها کاست. از هر سه نفری که در یک ایالت زندگی می‌کنند یک نفر معتقد است که این مشکل را باید اکنون و پیش از آن که بسیار دیر شود حل کرد. کسانی هستند که برای روبه رو شدن با چالش آماده‌اند. شما هم به ما می‌پیوندید؟ ...

در نمونه فوق، سازمان شما چالش را که همان فرسایش ساحل بر اثر بالا آمدن سطح آب‌ها باشد با فرصتی برای اقدام و چاره اندیشی پیوند زده است و حامیان بالقوه را با آرمانی بزرگتر از خودشان پیوند داده است.

خلق روایت در قالب یک «راهبرد» برای حامیان

روایت راهبردی باید این واقعیت را به مخاطب منتقل کند که سازمان شما برنامه‌ای برای حل مشکل دارد.

روایت باید روشن و سرراست باشد (از به کار بردن واژگان ویژه و غیرقابل‌فهم خودداری کنید!) و به شکلی تنظیم شود که به اهداکننده کمک، یاری رساند. برای این منظور:

  • ● در قبال مشکل رویکردی عینی در پیش بگیرید.
  • ● اقدام جسورانه‌ای را که برای حل مشکل لازم است بشناسید.
  •  

این هم یک مثال:

ما برای حل مشکل فرسایش ساحل یک برنامه داریم.

در طول سه سال آینده، لشکری از «سفیران» را برای گسترش گفت‌وگوها در زمینه مشکلی با آن روبه‌رو هستیم به وجود می‌آوریم و کارهایی را به جریان می‌اندازیم تا روند فرسایش ساحل را کند و در نهایت متوقف کند. افراد همفکر خود را به کار می‌گیریم تا با دیگران درباره فرسایش ساحل سخن بگویند؛ برنامه‌هایی با هدف جذب پشتیبانی از تلاش‌های خود برگزار می‌کنیم و با تصمیم‌گیران در بخش دولتی ارتباط برقرار می‌کنیم، یعنی با کسانی که می‌توانند قانون تازه‌ای را برای محافظت از ساحل‌ها پیشنهاد کنند و به تصویب برسانند...

در مثال بالا، سازمان راهبرد خود را با معضل پیش‌رو پیوند داده است و نقش حیاتی حامیان را در به اجرا درآوردن این راهبرد بیان کرده است.

توانایی پیوند دادن چالش به فرصت و فرصت به راهبرد برای موفقیت هر سازمان مردم‌نهاد در جمع‌آوری کمک‌مالی بسیار ضروری است. یکی از رموز کار هم شکل ‌دادن روایتی است که به حامیان کمک کند نقش خود را در حرکت سازمان شما درک کنند و بدانند که برای کمک به تحقق دگرگونی چه کاری از آن‌ها برمی‌آید.  مهم‌تر از همه این است که روایت شما باید حامیان را تشویق کند که خود را نه فقط به عنوان افرادی بخشنده بلکه به عنوان کسانی ببینند که موضوعی مهم را برای آینده‌ای روشن‌تر و بهتر با دیگران درمیان می‌گذارند.

این رویکرد «پیوندی» اگر به درستی اجرا شود سازمان شما و حامیان آن را قادر می‌سازد که بر هر چالشی فائق آیند.

  

این مطلب نوشته دریک فلدمن رئیس موسسه اَچیو، یک موسسه‌ پژوهشی و بازاریابی برای رسالت سازمان‌ها است. اصل این نوشتار را می‌توانید در این‌جا مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.