صدای نوجوانان و جوانان را بشنویم

گوش دادن تنها قدم اول است. شنیدن صدای نوجوانان و جوانان یعنی نوجوانان و جوانان مخاطبی دارند که فعالانه به ایده‌ها، افکار، تجارب، دانش و یا کارهای آنان گوش می‌دهد.
همیشه تکرار نکنید: «این ایده خوبی است». بلکه از روی احترام دلیل مخالفت و یا موافقت‌تان را با ایده‌ها و یا کارهای نوجوانان و جوانان توضیح دهید و اگر لازم باشد دنبال گزینه‌های جایگزین بگردید.
بدون وجود اختیار عمل، صدای نوجوانان و جوانان یک فریاد توخالی خواهد بود که در میانه همه بحث و جدل‌ها گم خواهد شد.
با آموزش مهارت‌ها به نوجوانان و جوانان و درگیر کردن آن‌ها در یک فرآیند مشارکتی، بزرگسالان می‌توانند قدم‌های عملی را به سوی توانمندسازی واقعی بردارند، نه اینکه فقط درباره آن حرف بزنند.
مشارکت نوجوانان و جوانان باید همیشه به منظور خلق، حمایت، و نگهداری از باهمستانی قدرتمند، هدفمند و مناسب و موثر برای همه باشد تا به آن احساس تعلق کنند.
هنگامی که نوجوانان و جوانان به همراه بزرگسالان منتقدانه مشارکت خود را ارزیابی می‌کنند، آموختن تبدیل به ابزاری پر جنب و جوش، دقیق و قدرتمند به سمت ایجاد تغییر می‌شود.

چطور می‌توانیم صدای نوجوانان و جوانان را بشنویم آن‌ها را به مشارکت در پروژه‌هایی که در سطح محله و باهمستان اجرا می‌شوند دعوت کنیم؟ شنیدن صدای نوجوانان و جوانان یک قدم فراتر از شنیدن و یا صحبت کردن صرف است. صدای نوجوانان و جوانان عمل است و عمل نیز محتاج مشارکت است. در این مطلب بخش‌های مختلف چرخه شنیدن صدای نوجوانان و جوانان شرح داده شده است.

اول، به صدای نوجوانان و جوانان گوش کنید

به احتمال زیاد شما در این موقعیت قرار گرفته‌اید: مشغول کار روی پروژه‌ای مهم بر روی میز کارتان هستید، دوستی وارد می‌شود و هیجان زده می‌گوید:«اینو گوش کن...». شما سرتان را کمی بالا می‌آورید و احتمالا کمی به سوی این دوست بر می‌گردید، اما به کار خود ادامه می‌دهید. شما در‌ واقع به حرف‌های او گوش نمی‌دهید، می‌دهید؟ ممکن است حرف‌های او را بشنوید، و یا حتی متوجه شوید که چه می‌گوید – ولی به هیچ عنوان به این حرف‌ها فکر نمی‌کنید و آن‌ها را درک نمی‌کنید. این تفاوت بین گوش دادن و شنیدن است، این همان جایی است که مشکارکت نوجوانان و جوانان شروع می‌شود: وقتی نوجوانان و جوانان مخاطبی دارند که فعالانه به ایده‌ها، افکار، تجارب، دانش و یا کارهای آنان گوش می‌دهد. اگرچه گوش دادن تنها قدم اول است: شنیدن صدای نوجوانان و جوانان نیازمند تلاش‌های بیشتری است.

دوم، به صدای نوجوانان و جوانان اعتبار دهید

شاید از بزرگسالان شنیده باشید که بگویند: «این ایده خوبی است»، یا حتی خودتان این جمله را گفته باشید.  ما می‌خواهیم که کلمه «خوب» را به معنی واقعی آن به کار ببریم، اما برای نوجوانان و جوانان این کاربرد غیرصادقانه است. ما فکر می‌کنیم که با تشویق نوجوانان و جوانان به جلو رفتن، «کار درست» را انجام می‌دهیم، اما در ذهن خودمان یاد زمانی می‌افتیم که با در پیش گرفتن روش مشابه، زمین خوردیم. به جای پنهان کردن افکار واقعی‌مان، این وظیفه بزرگسالان است که صادقانه به حرف‌ها و یا کارهای نوجوانان و جوانان اعتبار ببخشند. آن‌ها می‌توانند این کار را با واکنش صادقانه، و بیان این که واقعا چه عقیده و احساسی نسبت به آن دارند، انجام دهند.  

اعتبار بخشیدن به معنای مخالفت - و یا موافقت صادقانه - است، و اینکه از روی احترام به نوجوانان و جوانان دلیل این مخالفت و یا موافقت را برای آنان توضیح دهیم و اگر لازم باشد دنبال گزینه‌های جایگزین بگردیم.

سوم، به نوجوانان و جوانان اختیار عمل دهید

اختیار عمل یک کلمه پربار و قدرتمندی است که گاه می‌تواند برای نوجوانان و جوانان و همچنین بزرگسالان ترسناک هم باشد. در عین حال بدون وجود اختیار عمل، صدای نوجوانان و جوانان یک فریاد توخالی خواهد بود که در میانه همه بحث و جدل‌ها گم خواهد شد. با آموزش مهارت‌ها به نوجوانان و جوانان و درگیر کردن آن‌ها در یک فرآیند مشارکتی، بزرگسالان می‌توانند قدم‌های عملی را به سوی توانمندسازی واقعی بردارند، نه اینکه فقط درباره آن حرف بزنند. علاوه بر آموزش مهارت‌ها، بزرگسالان باید نوجوانان و جوانان را در فعالیت‌هایی مشارکت دهند که واقعاً قدرتمند، هدفمند و پرثمر باشند. همزمان با اینکه نوجوانان و جوانان مهارت‌های جدید خود را در فعالیت‌های عملی به کار می گیرند، صدای آنان نیز اقتدار لازم را برای ایجاد تغییر به دست می‌آورد.

چهارم، به واسطه مشارکت نوجوانان و جوانان اقدام کنید

شنیدن صدای نوجوانان و جوانان به‌طور تصادفی اتفاق نمی‌افتد و لازمه آن مشارکت فعالانه است. وارد عمل شدن در این حوزه یعنی همکاری با کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان برای به وجود آوردن زمینه و فضا و نیز ایجاد توانایی لازم در نوجوانان و جوانان برای به وجود آوردن تغییر است. فعالیت در شرایط مختلف، متفاوت است و باید هم متفاوت باشد: از شناسایی چالش‌ها، تحقیق درباره موضوع، برنامه‌ریزی برای عمل، آموزش برای کارآمدی، تفکر درباره این روند گرفته تا جشن گرفتن برای کسب نتایج مثبت. روند مشارکت نوجوانان و جوانان کاملا انعطاف‌پذیر است اما برعکس، هدف از آن مشخص و غیرقابل انعطاف. مشارکت نوجوانان و جوانان باید همیشه به منظور خلق، حمایت، و نگهداری از باهمستانی قدرتمند، هدفمند و مناسب و موثر برای همه باشد تا به آن احساس تعلق کنند.

یک اخطار مهم: اقدام کردن و اجرای برنامه‌ها و عملی‌ کردن ایده‌ها همیشه به عنوان مهمترین بخش کار در نظر گرفته می‌شود که باعث می‌شود نتایج موفق و مثبت به مهم‌ترین دستاورد تبدیل شوند. اما واقعیت این است که نتایج مثبت برای بسیاری از مسائل به ندرت حاصل می‌شوند، و یا اگر هم به دست بیایند معمولا برای نسلی که تازه مشارکت را آغاز کرده به سرعت حاصل نمی‌شود. برای همین برای بسیاری از افراد قدم بعدی در واقع مهم‌ترین بخش از روند مشارکت نوجوانان و جوانان است.

پنجم، درباره مشارکت نوجوانان و جوانان بیندیشید

اندیشه و تامل شاید مهمترین قدم در چرخه مشارکت نوجوانان و جوانان باشد. هنگامی که نوجوانان و جوانان به همراه بزرگسالان منتقدانه مشارکت خود را ارزیابی می‌کنند، آموختن تبدیل به ابزاری پر جنب و جوش، دقیق و قدرتمند به سمت ایجاد تغییر می‌شود. فعالیت‌های مربوط به تمرین تفکر و اندیشه باید برای مخاطبان متنوع مناسب باشد، فعالیت‌هایی مانند نوشتن، بازیگری، درست کردن کلاژ، و ساختن چیزهای جدید، همه مثال‌های خوبی از این دست هستند. هنگامی که گروه شما تمرین تفکر و اندیشه را تمام می‌کند، درس‌های آموخته شده از آن را باید در فعالیت‌های بعدی به کار بگیرید تا در چرخه‌‌های دیگر مشارکت دوباره از آن استفاده کنید.

این مطلب نوشته آدام فلچر است. اصل این نوشتار را می‌توانید اینجا مشاهده کنید. متن ترجمه شده به فارسی ویرایش‌ و خلاصه نیز شده تا برای خواننده رسا باشد.